Page 573

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 573 آزادی، دین، و سپرهای عملی در برابر شياطين در این نظریه، آزادی یعنی حقوق مالکیت ؛ ،و تنها نظام صوریِ منسجمِ اصل موضوعی برای حقوق مالکيت دین است. از همين ،رو آیه" ُإِنَّ الدِّینَ عِندَ اللَّهِ اإلِسْلَام" در این جا فقط یک گزاره ،ی اعتقادی نيست؛ بيانِ این است که تنها صورتِ منسجمِ بندگیِ خدا همان صورتی است که می تواند از آزادی و حقوق مالکيت دفاع کند.

در نظریه آزادی ، ایران سرزمين آزادگان است؛ سرزمينِ کسانی که از حقوق مالکيتِ یکدیگر دفاع می کنند. و از همين جاست که بنی آدم اعضای یکدیگرند، نه به معنای جمع گراییِ سوسياليستی، بلکه به معنای دفاع از حقِ یکدیگر در چارچوبِ آزادی.

اما این دفاع، فقط در سطحِ نظری نمی ماند. ،سپرِ دفاعیِ انسان در برابر شياطين و مناسکِ شيطانی نماز و روزه است. یعنی همان عباداتی که مدام انسان را از هپروتِ عرفانی، از خودبرتربينی، از بندگیِ غيرخدا، و از فرورفتن در بازی های شيطانی بيرون می کشند.

همين طور خمس و زکات و انفاق ، اما نه به دولت؛ بلکه با دستِ خودِ شما، با اراده ی خودِ شما، و از آن ِچه دوست دارید، در راهِ ترویج آزادی و کمک به نيازمندان. تأکيدِ من این جاست که این کار باید با دستِ خودِ انسان انجام شود، نه از راهِ واسطه ِای که دین را به ابزار دولت تبدیل کند. ،و در نهایت خانواده سنگرِ اصلیِ آزادی است. تمام سنت ها و فرهنگ های ایرانيان، در بهترین الیه هایشان، در پاسداشتِ آزادی و عدمِ بندگیِ غيرخدا معنا پيدا می کنند. کاری به آن معدود بدعت ها و سنت های نادرست و زورگویانه ای ندارم که باید حذف شوند؛ حرف بر سرِ هسته ی اصلیِ این تمدن است . نظریه آزادی و عبور از مرحله ی آخرِ فالکت روزی که نظریه آزادی را کامل کردم، فهميدم به مرحله ی آخرِ فالکت نزدیک شده ایم. مطمئن بودم بدون یک نظریه ،ی واقعی و منسجم اوضاع فقط درجا می زند و ثابت می ماند. اما حاال آن نظریه وجود دارد. و با همين نظریه، اگر خدا بخواهد، از فالکت و از شياطين عبور خواهيم کرد.

آیه " َوَمَکَرُوا وَمَکَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُ الْمَاکِرِین" هم در همين جا معنا پيدا می کند. و آن توضيحِ امام رضا عليه السالم که" ِمراد از مکر ،خدا کیفرِ مکر است، نه خودِ مکر و او اهل مکر نيست"؛ نشان می دهد که دین حتی در همين جا هم اجازه نمی ِدهد خدا را در سطح شيطان و اهلِ فریب پایين بياوریم. پس شاه کليدِ آینده ی ایران، چيزی جز نظریه آزادی نيست؛ همان نظریه ای که دین را از عرفان و فلسفه پاک می،کند و دوباره سپرهای واقعیِ جامعه را سرِ جای خود می نشاند . نقش من چیست؟ بعضی ها برای من نقش هایی قائل می شوند که نباید بشوند. می گویند چنين درکی از دین، امام زمان )(عج ، و چنين نظریه ای، در زمانه ی حاضر، به چيزی فراتر از هوش و نبوغ نياز دارد و البد نشانه ی خواستِ خدا و امام زمان برای من است. پاسخِ من روشن است: ،او، یعنی حجتِ خدا والیت معنوی بر همه .دارد و هرکس که بخواهد ایشان را صدا بزند من فقط معادله حل کرده ام . هيچ فرمول و دانش انحصاری از جنس آن که عرفا به آن"حکمت" می گویند در اختيار من نيست. بلکه من فقط از داده