Page 619

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 619 صحبت از حق می ًشود، تقریبا اکثریت قریب به اتفاق اگر نگوییم همه، همان حقوق مالکیت مشروع است. این که جامعه بر محور حق نظم اجتماعی پیدا کند همان نظم اجتماعی مبتنی بر حقوق مالکیت است و"عدالت " چیزی جز دفاع از حقوق مالکیت نیست. به هرحال همه چیز باید آکسیوماتیک اصالح شود و به معنای اصلی خودش .برگردد، این کلمات هم جزیی از آن است امام حسن مجتبی (ع): صلح به مثابه خروج از منطقِ جنگِ قدرت پس از شهادت اميرالمؤمنين علی (ع)، امام حسن (ع) در کوفه به خالفت رسيد. در همان آغاز، با وضعيتی روبه رو بود که در آن، از یک سو معاویه حاضر به شناسایی خالفت او نبود و به سوی عراق پيش می آمد، و از سوی دیگر، انسجامِ درونیِ جبهه عراق به شدت آسيب دیده بود. خودِ سيره امام حسن ( ع )در این مقطع نشان می دهد که او ِوارث یک ِدولت منسجم و آرام ،نبود بلکه باید در ِدل ِفرسودگی ،اجتماعی ِسستی ،نيروها و ِرقابت تمامِعيار اموی تصميم می گرفت .بریتانيکا نيز تصریح می کند که او پس از به قدرت،رسيدن با ِمقاومت معاویه روبه رو ،شد بخشی از سپاهش دچار ریزش ،شد و در نهایت از خالفت کناره گرفت. سيرهِمستقل امام حسن (ع ) را نمی توان بدون ِفهم این واقعيت بازسازی کرد که او ًصرفا در ِبرابر ِدشمن بيرونی قرار نداشت؛ ِمشکل ،اصلی فرسایشِ درونیِ جبهه خودی بود. منابع تاریخیِ متأخر و بازسازی های پژوهشی یادآور شده اند که در مسيرِ مقابله با معاویه، روحيه سپاه عراق تضعيف ،شد بخشی از نيروها با ِتطميع مالی ِجذب معاویه ،شدند و حتی ِخود امام حسن (ع )در یک سوءقصد زخمی شد .در ،نتيجه مسئله فقط این نبود که آیا جنگ با معاویه از نظر اخالقی یا اعتقادی مجاز است یا نه؛ مسئله این بود که آیا ادامه جنگ با چنين بدنه فروپاشيده،ای چيزی جز ِتحویل باقيمانده جامعه وفادار به ِنابودی کامل به بار می آورد یا نه . در همين چارچوب است که صلحِ امام حسن (ع) باید فهميده شود. بر اساس گزارش های مربوط به متن و بازسازیِ شروطِ صلح، امام حسن (ع) حکومت را فقط با قيودی واگذار کرد: حکومت باید بر پایه کتاب خدا و سنت پيامبر باشد؛ معاویه حق نداشت جانشين برای خود تعيين کند؛ ،جان ،مال و آبروی مردم در همه نواحی باید محفوظ بماند؛ ِامنيت شيعيان و ِخاندان علی (ع )باید تضمين شود؛ و عليه ِخود امام حسن ( ع )و اهل بيت نباید توطئه و ارعاب صورت گيرد .در برخی روایت ها حتی ِمنع توهين ِعلنی اميرالمؤمنين علی (ع )نيز در شمار شروط آمده است . این شروط نشا ن می دهد که صلح، در منطقِ امام حسن (ع)، عقب نشينیِ بی قيد و شرط نبود؛ کوششی بود برای تبدیلِ شکستِ ميدانیِ محتمل به حداقلِ ممکنِ زیان برای جامعه حق. نکته مهم تر این است که شرط های صلح فقط به ِشخص امام یا خاندان او ناظر نبودند . یکی از برجسته ترین ،بندها حفظِ جان، مال، و آبروی عموم مردم بود. این بند از نظر تاریخی و تحليلی اهميت زیادی دارد، زیرا نشان می دهد که امام حسن (ع) صلح را صرفاً برای بقای شخصی یا کسبِ امتيازِ خصوصی نخواست، بلکه آن را به امنيت عمومی و جلوگيری از خون ریزی و انتقام گيریِ فراگير گره زد. در بعضی بازسازی های تاریخی نيز تصریح شده که مسئله اصلی برای ،او ِبازگرداندن سطحی از صلح و جلوگيری از کشتار بود .