Page 331
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 331 شیطان ما را احاطه کرده رمزریال، ارز دیجيتال بانک های مرکزی، و هر شکل از CBDC از آخرین مراحل نابودی آزادی، اراده،آزاد و حقوق مالکيت انسان اند . این ها آخرین آجرهای حکمرانی کامل بر انسان اند .آخرین زنجيرهای ِبردگی هميشگی . بزرگ ترین فریب شيطان این بود که بگوید وجود ندارد .اما اگر دقيق ،شویم می بينيم احاطه مان کرده .از یک سو جنگ توليد می،کند از سوی دیگر راه حل های کنترل گرانه تر را به بهانه جنگ و بحران جلو می آورد .از یک طرف می گوید ،امنيت از طرف دیگر مالکيت را می برد .از یک طرف می گوید ،رفاه از طرف دیگر اختيار را قفل می کند . اعوذ باهلل من الشيطان ،الرجيم ًواقعا.
هیچ توجیهی برای پول قابل برنامه ریزی دولتی وجود ندارد پول قابل برنامه .ریزی دولتی یعنی پایان. هيچ توجيهی ندارد. چاقو خوب است، اما نه چاقوی دولتی. اسلحه خوب است، اما نه اسلحه دولتی آموزش خوب است، اما نه آموزش دولتی. هر چيز خوبی وقتی دست دولت رفته، استفاده شيطانی از آن شده است. دین دولتی، علم دولتی، عدالت دولتی، فقرزدایی دولتی ؛ همه شان در نهایت به نکبت و بدبختی ختم شده اند.
چرا این جا مسئله فقط تکنولوژی نیست وقتی چيزی مثل پول، که شریان روزمره زندگی مردم است، پيچيده، عامه فهم ناپذیر، و خارج از اختيار عمومی طراحی شود، باید به آن با سوءظن نگاه کرد. اتفاقاً آن جا که چيزی برای زندگی مردم حياتی است و هم زمان پيچيده، کدر، و غيرشفاف عرضه می شود، احتمال آن که پروژه سرکوب یا کالهبرداری باشد باال می رود. این که بگویند «موضوع پيچيده است، شما نمی فهميد»، خودش بخشی از زبان سلطه است. مردم دقيقاً آن جا که خطر را حس می کنند، شاید از خيلی از متخصصان رسمی بهتر فهميده اند که گرگ لو رفته است. همان زبان از جنس عرفانی جنون دیالکتيک ا ست.
گنوسيسم: نرم افزار تاریخیِ نابودی آزادی
برای فهم ریشه دولت
های
،بزرگ مداخالت
،دائمی و
ِتصویر
ِ«انسان
ًذاتا فاسد و محتاج
،»کنترل باید به یک
مفهوم
کليدی
:رسيد
گنوسیسم
یا غنوصی
گری.
گنوسيسم انسان را از ابتدا آلوده، منحرف، و مشکوک می
بي ،ند. در اسطوره آفرینش گنوسی به خوانش های مختلفی که صدها نمونه
است دارد انسان دارای یک ناپاکی و نقص است
.و ذات فاسدی دارد وقتی انسان را ذاتاً فاسد تعریف کردی، بالفاصله می ،توانی مداخله
کنترل، هدایت اجباری، اعتراف گيری، سرکوب، و قيم
مآبی را توجيه کنی.
در ادیان تحریف شده، این نگاه به شکل تأکيد بر فساد ذاتی
و نياز دائمی به واسطه گری
سازمان آن دین بروز کرد.
در دین و نژاد دولتی شده ، به مسيرهایی رسيد که بعداً صورت های نژادی و دولتی
پيدا کردند.
در اسالم و تشيع نيز، همين منطق با جعل حدیث و روایت و تحریف تاریخ ، غلو، تحریف، و توليد چهره ای عبوس و آمرانه
و"سازمانی و سلسله مراتبی" از دین وارد شد تا مردم را از دین بيزار کند.