Page 464

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 464 عليت، اصول موضوعه، و مرزِ نظام صوری در بحثِ عليت، یک خلطِ مهم باید برطرف شود. معموالً عليت در چارچوبِ ادراکاتِ حسیِ ما، یعنی در محدودة سه بُعدِ مکان و یک بُعدِ زمان، فهم می ِشود. اما این فقط افقِ ادراکِ ماست، نه لزوماً تمامِ واقعيت. ممکن است علل و قواعدی وجود داشته باشند که از دسترس ادراکِ حسیِ ما بيرون باشند. با این حال، یک امر قطعی است: ما نمی توانيم قواعدِ نهاییِ عليت را برای خودمان بنویسيم و دستگاهی بسازیم که علتِ همه چيز، از جمله علتِ اصولِ خودش را درونِ خودش توضيح دهد. در نظام های صوریِ آکسيوماتيک، ما ناگزیر در اصول موضوعه توقف می ،کنيم. مبدأ همان جاست. اگر کسی بخواهد عليت را به صورت امری هميشگی و فراگير بپذیرد و برای خودِ مبدأ نيز درونِ همان نظام دنبال علت بگردد، دیگر از نظام صوریِ آکسيوماتيک خارج شده است. به بيان دیگر، اگر برای هر اصل، علتی درونِ همان دستگاه بخواهيم، دیگر اصلِ موضوعه ای باقی نمی ماند و در نتيجه، خودِ نظام صوری نيز فرو می ریزد. از همين جاست که پيوندِ بحثِ عليت با گودل روشن می ِشود: نظام صوری، برای بقاءِ خود، ناگزیر از پذیرشِ نقاط آغازینی است که درونِ همان نظام، قابلِ اثباتِ علی نيستند. منابع معرفت: تجربه، عقل، بازار، وحی، و شهود می دانيم که ما معرفت (شناخت) را از طریق حواس پنجگانه به دست می آوریم که به آن تجربه گرایی می گویيم. روش دیگر معرفت شناسی ما، خردگرایی و استفاده از عقل و استدالل های منطقی است به طور مثال به روش ارسطویی می گویيم اگر گزاره ایکس درست باشد و شرایط ایگرگ برقرار باشد پس نتيجه می گيریم که گزاره آلفا نيز درست است. یکی دیگر از روش های معرفت شناسی که مثال زدیم خود آزادی و حقوق مالکيت فردی بود که اگر رعایت شود ما به اطالعاتی از بازار دست پيدا می کنيم که در نبود حقوق مالکيت فردی و بازار آزاد به آن ها دست پيدا نمی کردیم . .درک این روش های معرفت شناسی برای همه ساده تر است. یک عينت و تجربه مشترکی در سپهر بين االذهانی همه دارد دو روش معرفت شناسی دیگر باقی می ماند: اول وحی و دوم کشف و شهود. اولی مرتبط با ادیان و دین است و دومی مرتبط با عرفان. و .در اصل دعوای اصلی تاریخ در همينجاست نه در موارد قبلی! برای پاسخ به آن باز هم باید صبر کنيد چرا که باید پاسخ دهيم آیا خود انسان، دین را ساخته است و حاصل روش های معرفت شناسی به جز وحی و عرفان است یا دین را با .عرفان مانند حسين حاج فرج اهلل دباغ ملقب به عبدالکریم سروش با یکسان انگاری وحی و کشف و شهود یکی کنيم یا این که بتوانيم تمایز وحی و کشف و شهود را به شکل واضح و آکسيوماتيکی نشان دهيم. ناگفته پيداست که جواب درست از دیدگاه نظریه آزادی .چيست. اما برای خواننده کتاب نيز باید این مسئله روشن و قابل درک شود