Page 429

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 429 یا مجموعه ای از انسان ها به هر طریق قبول دارید یا خير؟ اگر قبول دارید یعنی مخالف برده داری هستيد و اگر قبول ندارید یعنی موافق .برده داری هستيد آیا انحصارگرایی سازمانی به نام دولت به خصوص انحصار خشونت و قدرت و نظام مالی را قبول دارید یا خير؟ اگر قبول دارید موافق .برده داری هستيد و اگر مخالف انحصارگرایی و موافق رقابت آزاد مبتنی بر حقوق مالکيت فردی هستيد یعنی مخالف برده داری هستيد آیا اصل بندگی و اطاعت انسان را فقط منحصر به یک خدای تعریف ناپذیر مشاهده ناپذیر برتر از هر تعریف و وصف و خيال می ،دانيد ،مخالف برده داری هستيد و اگر بندگی و اطاعت انسان را الیق یک مفهوم تعریف پذیر و مشاهده پذیر، مانند دولت برآمده از اکثریت دموکراسی، دیکتاتوری، جانشينی یا مسير انتقال اطالعات از خداوند، خدای وحدت وجودی، مناد، هرکس که بتواند امور محيرالعقول متافيزیکی ان جام دهد و ... می.دانيد (یعنی همان خدایان روش دیالکتيکی)، موافق برده داری هستيد آیا دولت را شر الزم می دانيد یا شر موقتی که بازار داوطلبانه و افراد بتوانند در رقابت آزاد با حذف تدریجی مسئوليت های آن، کل سازمان دولت را تبدیل به نهادی غير انحصاری کنند؟ اگر اولی را قبول دارید موافق برده داری هستيد و اگر دومی را قبول دارید، مخالف .برده داری هستيد با توجه به گزاره های مشابه، عمالً شما زمانی مخالف برده داری هستيد که آکسيوم ها یا اصول پنجگانه اصلی دین را که به زبان منطقی .بدون استفاده از کلمات دینی بيان کردم را قبول دارید. در غير این صورت روزنه ای برای توجيه برده داری خواهيد داشت آیا تعریف اسالم را مبنی بر تسليم در برابر حقوق مالکيت فردی دیگری قبول داریم؟ فارغ از این که جداگانه چه اسمی روی عقاید خودتان می گذارید، در نظریه آزادی، مسلمان محسوب می.شوید چون همه اصول تسليم در برابر حقوق مالکيت فردی و اراده آزاد دیگری را پذیرفته اید و ان الدین عند اهلل االسالم. در نتيجه یک دوگانه پيش می:آید یا تسليم حقوق مالکيت فردی هستيد که بنيان آن الهی است و باید تسليم خداوند باشيد (در غير این صورت دیدیم که با حذف این اصل "فقط بندگی خدا و نفی بندگی غير خدا که همان ترجمه ال اله اال اهلل است یعنی هيچ معبودی جز او نيست" کل نظام صوری منسجم دود می شود و به هوا می رود) که می .شوید عبداهلل، یعنی بنده خدا یا نفی بندگی خدا را می کنيد، با این ادعا که از بردگی خدا هم رها شوید! اما اگر نفی بندگی خدا کنيد، باید به"عقل سوژه محور" و کل مکاتب دیالکتيکی تسليم شوید که واضح است نتيجه چيست: چه فقط نفی بندگی خدا کنيد و چه عالوه بر نفی بندگی خدا، بندگی غير خدا (بندگی خدایان دیالکتيکی و مشاهده پذیر و خود انسان و سایر انسان ها و موجودات) کنيد، در هر دو حالت شما مستقيم یا غير مستقيم، بندگی شيطان یا ابليس را می کنيد چرا که وعده او فقط این بود که"انسان بندگی خدا نکند" . اینجا سعدی شيرین سخن پاسخ شما را در ادبيات فارسی، زبانی که گنجينه آزادی است، می :دهد