Page 161

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 161

ِوَلَا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْکَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا لِنَفْتِنَهُمْ فِيه وَرِزْقُ رَبِّکَ خَيْر وَأَبْقَى﴿ ۱۳۱ ﴾ طه ]دیدگانت را به آنچه برخی از اصناف آنان را بهره مند کردیم مدوز، [آنچه به آنان داده ایم] شکوفه [بی ميوه و زیور و زینت دنياست تا آنان را در آن بيازمایيم، و رزق پروردگارت بهتر و پایدارتر است . ماليات به عنوان جریمه خالقيت .همه تقریباً گوشی هوشمند دارند، فالن شخص از فالن جا با توليد ویدیوهای طنز توانسته است ماهانه مبلغ هنگفتی کسب درآمد کند حسادت عنصری است که باعث می شود به او توهين کنند و برچسب بزنند و با کمپين های رسانه ای به دولت انحصارگر خشونت ( مشروعيت بيشتری بدهند که از او سرقت مسلحانه بيشتری به نام ماليات انجام دهد. حال آمریکایی ها توانسته اند با خاک بله واقعاً نيمه رساناها از خاک درست می شوند) گوشی هوشمند درست کنند. همه کشورها خاک را دارند و دست بر قضا ایران و روسيه منابع انرژی .الزم برای هر کاری را دارند اما امریکایی ه ا یا بهتر بگم چرخه بازار آزاد با کمک تایوان و ژاپن و کره جنوبی و هلند، توانستند چيزی خلق کنند که حاضرید هر چه دارید بدهيد تا یکی از آن بخرید، در عين حال رفاه شما هم باالتر می رود و در عين حال کسی شما را اجبار به خریدنشان هم نکرده است! اما حسادت مگر امان می دهد؟ حسادت می گوید چرا فالن شرکت آمریکایی اما حسادت مگر امان می دهد؟ حسادت می گوید چرا فالن شرکت آمریکایی ميلياردها دالر درآمد دارند و چرا این گوشی موبایل حاشيه سود مثال نود درصدی دارد؟ عزیز دل شما نخر و اگر می توانی یکی بهترش را ارزان تر بساز تا شرکت هایشان ثروتمندتر نشوند! نکته خنده دار تر این است که اگر امروز با هزار دالر می توان بهترین گوشی موبایل را خر ید و معادل آن مثال می توان سيصد سيخ کباب کوبيده خرید، در پنجاه سال .پيش شما با پول سيصد سيخ کباب کوبيده که هيچ با پول سی هزار سيخ کباب کوبيده هم نمی توانستيد صاحب چنين ابزاری شوید در واقع یعنی بخش زیادی از تکنولوژی ساخت گوشی موبایل به مرور زمان در دل رقابت در بازار به شکل پنهان، رایگان شده است و ما ًفقط داریم چند درصد پایانی هزینه دستيابی به این تکنولوژی را می دهيم. در واقع چيزی که اساسا امکان وجود نداشت را از دل رقابت و بازار حتی با مدل بانک مرکزی دستوری و واحد پول اجباری، به شکل امکان پذیر و ارزان داریم . شبيه یک شرکت یا شخصی که یک اتوبان را منابع مالی خودش به شکل خصوصی احداث می کند و تا ده سال عوارض آن را از رانندگان دریافت می کند و بيست سال بعد اساساً آن اتوبان به شکل رایگان توسط همگان استفاده می شود. عده ای می روند یقه آن سازنده اوليه جاده را می گيرند که چرا شما ثروتمند شده ای و برای اعتراض به او از روی همان اتوبان هم رد می شوند. برای اعتراض به امپریاليسم امریکا هم از همان تکنولوژی و .گوشی موبایل و قوانين آزادی بيان آن استفاده می کنند حسادت تمام عقالنيت را زایل می کند. پر واضح است که برای سوسياليست شدن با ید مسموم شد !و عقل را خاموش کرد و تمام پروسه آن در اصل همان عرفان است فرض کنيد در دوران غارنشينی هستيم، شما و عده ای از قبيله شما ساکن یک غار هستيد و با چوب و سنگ یک ابزار شکار کارآمد ساختيد و می توانيد غذای زیادی از طریق شکار به دست آورید. آقای ایکس از غاری دورتر می بيند و سوال می کند و می گوید من .هم می خواهم شما می گویيد در ازای آن برای من یک چيزی بساز یا یک فن و مهارتی یاد بده یا بخشی از شکارهای قبلی خودت را بده تا یک ابزار شکار از نوع خودم برای شما هم بسازم. بر مبنای آزادی و حقوق مالکيت در حال معامله داوطلبانه هستيد. ممکن هم