Page 519

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 519 دو جریانِ ظاهراً متضاد، یک همدستیِ واقعی در این جا یک نکته ی مهم تر هم وجود دارد. یک جریان، در پیِ متونِ طلسم، جادو، و بقایای سنت های عرفانیِ خودش می گردد.

جریان دیگر، از ترسِ آن که مبادا از دلِ تاریخِ ایران چيزی بيرون بياید که روایتِ رسمیِ او را به هم بریزد، هرچه تپه و محوطه ی تاریخی هست را تخریب می کند. در ظاهر، این دو با هم مخالف اند؛ اما در عمل، هر دو در یک چيز شریک اند: پنهان ماندنِ حقیقت.

یکی به دنبالِ حقيقت نيست؛ به دنبالِ ابزارِ خودش است. دیگری هم به دنبالِ حقيقت نيست؛ به ِدنبالِ نابودکردنِ هر چيزی است که ابزار رقيب یا شاهدِ تاریخیِ تازه ای شود. از این منظر، هر دو در خدمتِ یک نتيجه اند: این که تاریخ، همچنان سوراخ،سوراخ بماند ِو نخ تسبيح آزادی و حقوق مالکيت فردی پيدا نشود.

ایران؛ معدنِ اصلیِ تاریخِ گمشده اگر ایران را فقط از منظر ژئوپليتيکِ نظامی، انرژی، یا جغرافيای سياسی ببينيم، باز هم مهم است؛ اما در نظریه آزادی ، ایران یک چيز دیگر هم هست: معدنِ اصلیِ تاریخِ گمشده. یعنی زیر خاک ایران، فقط اشيای باستانی خوابيده نيست؛ حلقه های مفقوده ی فهمِ ما از دین، آزادی، حقوق مالکيت، و نسبتِ تمدن با آن ها دفن شده است.

از همين رو، یکی از دالیلی که غرب، فراتر از انگيزه های اقتصادی و نظامی، نمی تواند نسبت به ایران بی ِاعتنا بماند، همين ظرفيت باستان شناختی و تاریخی است. هر چيزی که از زیر خاک این سرزمين بيرون بياید، بالقوه می تواند بخشی از روایتِ مسلطِ امروز را جابه جا کند. و اگر چنين باشد، عجيب نيست که هم جریان های داخلیِ عرفانی و دولت زده، و هم بازیگران خارجی، هرکدام به نوعی روی این خاک حساس باشند.

در نظریه آزادی ، حتی کشفِ منشور کوروش نيز صرفاً یک کشفِ باستان شناختیِ خنثی نبود؛ بخشی از بازگشتِ تکه ای از همان حافظه ی دزدیده شده بود. به همين معنا، من می گویم زیر خاک ایران چيزهایی خوابيده که اگر بيرون بيایند، نه فقط به ،صورت الهامی یا نظری بلکه به صورت داده محور نيز نشان خواهند داد که چرا این نظریه، از ابتدا نخ تسبيح را درست دیده است.

پس مسئله فقط این نيست که چرا یک محوطه ی پنج هزارساله را خراب کردند. مسئله این است که چرا درست در جایی که می تواند ریشه های تمدنیِ آزادی، دین، و حقوق مالکيت را روشن کند، یا تخریب رخ می دهد یا سکوت یا تحریف. این تصادفی نيست. همان طور که تاریخِ دین تحریف شده، تاریخِ باستانیِ ایران نيز باید ناقص، سوراخ، و بی دفاع بماند تا شيطان بتواند در همين شکاف ،ها، دیالکتيک جنگ، و عرفانِ جایگزین توليد کند.

و به همين دليل است که بازپس گيریِ تاریخ، فقط بازپس گيریِ گذشته نيست؛ بخشی از بازپس گيریِ آزادی است.

یکی از دالیل مهمی که ایران را از صرفِ یک مسئله ی ژئوپليتيکی و اقتصادی فراتر می برد، این است که ایران فقط ميدانِ رقابتِ قدرت ها نيست؛ معدنِ اصلیِ تاریخِ پنهان است. زیر خاک این سرزمين، فقط اشيای باستانی یا آثار هنری دفن نشده؛ حلقه های مفقوده ای نهفته