Page 202

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 202 نه تنها تاریخ بشر، بلکه تاریخ تمدن بشر و تاریخ ادیان، بسيار طوالنی تر از آن چيزی است که در روایت تاریخی رسمی، دولتی و .آکادميک گفته می شود آن چيزی که از تاریخ به شکل اسطوره ها سينه به سينه مانده است جای خود دارد. روایتی که از تاریخ به ما گفته اند نيز با لطيفه تفاوتی ندارد و استناد به این.لطيفه برای بررسی دین و تمدن و ایران نيز مخرب و پوچ است کشورهای اروپایی در چند اخير هر گاه وارد منطقه ای شدند، بالفاصله ادوات کاوش باستان شناسی خودشان را با صرف سرمایه و هزینه فراوان می آوردند. آن ها به درستی درک کرده بودند که اگر روایت تاریخی مد نظر خودشان را در یک ملت از تاریخ آن ملت جا اندازند، می توانند حال و آینده آنان را نيز کنترل کنند. سوسياليست ها با قبله مقدسشان مسکو در ارتباط با تاریخ نگاری28

مرداد1332

نيز کاری مشابه کردند که در نهایت به رشد افکار امریکای ستيزی و سوزاندن چندین نسل ایرانيان منتهی شد. ایرانيان باید با یک نظریه سازگار و منسجم ایرانی، خو دشان تمام تاریخ خودشان را بازنویسی کنند و روایت تاریخی خودشان را پس بگيرند تا سرنوشتشان در .دست خودشان باشد تالش من با نظریه آزادی و اشاره به بررسی تاریخ با آن ، در این راستا است تا پلتفرمی شود که جوانان باستان شناس و تاریخ نگار ایرانی بتوانند در ساليان آتی، ادامه دهنده این راه باشند و نظریه آزادی را تبدیل به یک مکتب فکری کنند تا ایران را که اولين و تنها سنگر .آزادی بشر بود به تنها و آخرین سنگر آزادی بشر تبدیل کنند این مسير در بازنویسی تاریخ در تمام حوزه ها، مانند اقتصاد و غيره نيز الزم است و از طرف دیگر این نظریه پلتفرمی برای حقوق دانان، سياستمداران و افراد در تمام حوزه های زندگی انسان است تا بتوانند با انطباق بر اصل آزادی و حقوق مالکيت فردی و همه اصول و لوازم آن، این مکتب آزادی را پر بار تر کنند. ما نباید بار دیگر در تحریفات فکری و تاریخی شکست بخوریم. زمان برای دوباره از جای بلند شدن ایران.فرا رسيده است ،اگر قله یک تمدن را درک مفهوم آزادی بدانيم دشمن آن تمدن نيز اهریمن و شيطان و ابليس است . همان که به شکل دولت توتاليتر در شکل ضحاک بر ایرانيان مسلط شد. طبيعی است که ،تمام نقشه های اهریمن عليه ایران از دو جبهه باید وارد شود اول از جبهه از بين بردن تنها ملت با تعریف سرزمين آزادگان و تقليل آن به قطعاتی با عناوین جعلی و عقب مانده و غارنشينی و نازیستی مانند قوميت گرایی .و نژاد گرایی و پروژه های خرده ملت سازی .و دوم از جبهه دین زدایی گسترده .حال ببينيم که با بنيان های نظریه آزادی در سياست خارجی به چه نتایجی خواهيم رسيد ایاالت متحده امریکا نسخه مهندسی ساز ی مشابه ملت ایران است که محوریت ملت بودن خودش را آزادی گذاشته است ولی ساختار دموکراتيک آن ،وام گرفته از جمهوری روم است ارزش های حزب ریپابليکن امریکا مبتنی بر تقدم آزادی و حقوق مالکيت فردی است و ارزش های حزب دموکرات مبتنی بر تقدم دموکراسی و رأی اکثریت است. در واقع نبرد سنتی پادشاهی ایران با جمهوری روم، در امریکا به شکل دعوای این دو حزب باز توليد .شده است و حتی شعارهای آنان عليه یکدیگر نيز موید آن است اصول حزبی هر کدام بيشترین قرابت با نمونه باستانی ایرانی یا رومی .دارد تأثير منشور آزادی کوروش کبير بر پدران بنيان گذار امریکا و همزمان اثر گذاری جمهوریت روم وجود عينی دارد. در نتيجه در عمل هم می بينيم که نحوه جهت گيری هر کدام نسبت به ایران و اتحادیه اروپا چگونه است. تقدم ایران و خاورميانه برای حزب ریپابليکن