Page 459

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 459 ایران نباید اسير توسعه دولتی و انحصارگرایی دولتی شود. این بار فرصتمان خيلی کم است و تهدیدات ایران خيلی زیاد شده اند. در حين .کتاب کم اشک نریختم و با توکل به خدا و وعده صادق او، قوت قلب گرفتم آن ها دولت را به هيوال تبدیل کردند و تحویل حکومت بعدی دادند. ارتش منظم و مقتدر، باز کردن پای متخصصان و سرمایه گذاران خارجی، و خيلی کارهای دیگر خوب بود؛ اما دست بردن در نظم اجتماعی مبتنی بر حقوق مالکيت، ایجاد دولت بزرگ، و پرورش نسل مفت خور با افکار مفت خوری سوسياليستی، گوری بود که برای همه ما کنده شد. انسان باید با تالش خودش در بازار رفاه کسب کند و .نباید از دولت به رفاه برسد و انتظار دولت رفاه پيدا کند دولت رفاه اگر شنيدید، چهار تا پا قرض کنيد و فرار کنيد. ارزیابی تاریخی دوران پهلوی در ظرف زمان خود البته جای ذکر این نکته مهم است که رضا شاه و محمدرضا شاه در زمانی نبودند که کتاب های هایک و ميزس و روتبارد پر تيراژ شده باشند. خود هایک هم فکر کنم اواخر دوران محمدرضا شاه پهلوی جایزه نوبل گرفت. به هرحال فضا و جو آن دوران، دولت گرایانه و توسعه دولتی بود. بين همه دولت گراها به نظرم این دو نفر بازار آزادی حساب می شدند . یک ویدیویی اشتراک گذاری کردم که یک کشاورز روستایی در یک مصاحبه می گفت رضاشاه اعالم کرده هرکس هر زمينی را آباد کرده برای خودش است و سند صادر کنيد و برای من که خودم قنات کنده بودم زمين آباد کرده بو دم سند صادر نمی شد با دستور ایشان سند صادر شد که عمالً اجرای همان سخن .محوری و مهم حضرت محمد (ص) در ارتباط با اصل نخستين تصاحب گر زمين مشروط به آبادگری است به هر حال من این موارد را برای بررسی تاریخ جهت جلوگيری از اشتباه مجدد می نویسم. هر کس را باید در ظرف زمان و شرایط خودش .سنجيد حتی در آن دوران که کمونيسم و توده در ایران مثل سرطان ریشه کرده بود، پيروزی اسالم گرایان حتی با گرایش عرفانی و فلسفی، ارجحيت داشت بر پيروزی تروریست های توده ای و خلقی و مارکسيستی. اگر اسالم گرایان پيروز نمی شدند، ایران خيلی زود توسط این اراذل و اوباش تجزیه می شد و دین زدایی گسترده می شد و چهارتا آیه و حدیث هم وجود نداشت به استناد آن ها یکی مثل من بتواند زمانی پيدا کند و کتاب را تکميل.کند آن جماعت کارنامه خودشان را در کامبوج و شوروی و چين و کوبا و ... نشان داده و اثبات کرده بودند و رحمی نداشتند و اصول و مقدساتی هم نداشتند و از نظرشان یکی مثل من باید به سرعت حذف کامل و پاکسازی می.شد از این رو، در انقالب سال57 ، گزینه دوم مقابل اسالم گرایان با تفاسير عرفانی و فلسفی، هيچ طرفدار بازار آزادی نبود، گزینه دوم تباهی سریع و قاطع بود و شانس ایران این بود که اگر انقالب شد الاقل توسط سوسياليست ها و کمونيست ها و مارکسيست ها .تسخير نشد همان طور که بدیل رضاشاه، امثال شيخ خزعل یا تروریستی مانند ميرزا کوچک خان جنگلی بود، بدیل محمدرضاشاه هم مصدقی ها بودند که در ادامه کمونيست ها و توده ای ها و خلقی ها شدند، بدیل روح اهلل خمينی هم در سال57

،که دیگر کار از کار گذشته بود .همان جماعت کمونيست بودند محمدرضا شاه هم تصميم گرفت روی خون ایرانيان و جنگ داخلی احتمالی نایستد. مسير دشواری از تاریخ تا اینجا سپری کردیم. اما در حين نگارش کتاب، اميد در من چنان ریشه گرفته که به نظرم دیگر به پایان قرن ها زوال رسيده ایم و