Page 346

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 346 بنيان آن بر به چالش کشيدن توحيد خداست از آن جا که «از هيچ پول خلق می کنند» و انسان ها را بدهکار بر مبنای چيزی می کنند که هنوز وجود خارجی ندارد یعنی بدهکار "هيچ" می .کند، از آنجاست که انسان ها و خانواده هایشان را در نهایت به بردگی خواهد گرفت در حالی که در عمل نمی توانند به ازای آن از هيچ نفت و گاز و طال و غذا و کار و خدمات و «ارزش واقعی» معادل پولی که از هيچ خلق کرده اند یا از بدهکار آن طلب می کنند از هيچ خلق کند طلب می.کنند بنيان آن امروزه بر پایه دیالکتيک «اشتغال کامل و نرخ بهره» است .و در مسير دروغين و موهومی «مسير و جهت تاریخ که هگل گفت» بنا شده است. از این رو در قرآن کریم نيز « ،ربا اعالن جنگ مستقيم با خدا » ناميده ،شده چيزی که برای قتل و دزدی و خيانت و هيچ گناهی گفته نشده است .چرا که زیرساخت همه گناهان است . خدای جعلی دیالکتيکی در « ،سوسياليسم ،ليبراليسم نئوليبراليسم و تمام مکاتب زاده خدای جعلی دیالکتيکی» وعده دروغين برپایی « بهشت روی زمين» می دهند . ایده ای از ابتدای تاریخ شيطان داده و هربار خونبار تر شکست خورده است و هربار شکست آن نيز در تاریخ پاکسازی شده تا بشر عبرت نگيرد. از این رو بود که تأکید داشتم « ابتدا باید دست از اعالن جنگ با خدا بردارید بعد به نحوه دفاع در باقی جنگ ها فکر کنید »!

اما اصلِ مال برای صاحبِ آن باقی است یکی از دقيق ترین و مهم ترین نکاتِ قرآنی در بابِ ربا این است که قرآن، در همان جایی که ربا را به شدیدترین صورت تقبيح می کند و آن را اعالن جنگ با خدا و رسول می خواند، هم زمان اصلِ مالکيت را نيز حفظ می کند. ِفَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَکُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِکُمْ لَا تَظْلَمُونَ وَلَا تُظْلَمُون ﴿ ۲۷۹ ﴾ سوره البقرة پس اگر ترک ربا نکردید آگاه باشيد که به جنگ خدا و رسول او برخاسته اید. و اگر از این کار پشيمان گشتيد اصل مال شما برای شماست، که در این صورت به کسی ستم نکرده اید و از کسی ستم نکشيده( .اید۲۷۹ ) قرآن نمی گوید چون ربا حرام است، پس اصلِ سرمایه هم باید از رباخوار گرفته شود. برعکس، می گوید ،اگر توبه کردید اصل سرمایه هایتان برای خودتان است ؛ نه ظلم کنيد و نه به شما ظلم شود. این آیه، در چارچوب نظریه آزادی، یکی از روشن ترین شواهد است بر این ،که دین، ضدِ مالکيت نيست، ضدِ ظلمِ مالی است. مشکلِ دین با ربا، خودِ اصلِ مال و سرمایه نيست؛ مشکل زیاده ستانیِ ربوی، رشدِ نامشروعِ مال، و تحمیلِ سودِ ظالمانه است. از این رو، دین نه به سوسياليسم می رسد و نه به مصادره ی اصلِ سرمایه. بلکه هم زمان دو چيز را حفظ می کند :از یک سو، ربا را می زند و آن را اعالن جنگ با خدا می نامد؛ و از سوی دیگر، اصلِ مال را برای صاحبِ آن باقی می گذارد. همين جا تفاوت دین با دولت پرستی و سوسياليسم روشن می شود: سوسياليسم، در مواجهه با بی عدالتیِ مالی، به سمت نفیِ اصلِ مالکيت می ،رود؛ اما قرآن، در اوجِ مبارزه با ربا