Page 58
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 58 بوده است؟ اولين بار چه زمانی راوی ذهن شما با شما صحبت کرده است؟ (مثل اآلن که با خودتان می گویيد این جنت خواه چه می گوید؟) جالب این است که این راوی ذهن شما هم با شما به زبان صوری یا همان زبان های انسانی که بلدید صحبت می کند، گویا اگر زبان صوری نداشته باشيد نمی توانيد خودتان هم با خودتان درست فکر کنيد و این که انسان به زبان های مختلف مدل های مختلفی می تواند فکر کند و بنویسد که به زبان دیگری نمی تواند هم خودش یک بحث مجزاست که اینجا لينک می کنم . چرا این راوی ذهن در اشخاص متفاوت، متفاوت است؟ چرا مثالً راوی ذهن شما در جسم من نيست و برعکس؟ چه کسی و چه چيزی این خودآگاهی و راوی ذهن را در افراد مختلف تخصيص داده است؟ به قول تکامل گراها و فرگشتی ها، چرا خودآگاهی شما در بدن فيزیکی منemerge
نشده است و پدیدار نشده است؟ در تفکر سيستمی و فرگشت، به این می رسيم که تجميع اجزا با آرایش خاص، باعث به وجود آمدن یک خودآگاهی یا روح سيستم می شود، هگل هم از این روح جمعی زیاد یاد می کند ًکه عمال یکی هستند و یک جهان بينی دارند . به آن می گویندemergence
که مستقالً می توانيد راجع به آن جست و جو کنيد. حاال که چه؟ نورون های مغز شما جدا جدا نمی دانند .که چه کاری می کنند اما در آرایشی کنار یکدیگر با سایر اعضای بدن، یک خودآگاهی را تشکيل داده اند اگر بخشی از مغز آسيب ببيند، خودآگاهی گاهی ثابت می ماند و گاهی خير . ما رفتار خودآگاهی را می توانيم بررسی کنيم اما خودش را نمی توانيم. در واقع ما با پدیده ای مواجه هستيم که نه می دانيم چيست و نه می دانيم از کجا آمده است و نه می دانيم از چه زمانی تا چه زمانی آن را داریم و نه می دانيم چرا و با چه فرم ولی به این گونه بين انسان ها تقسيم شده است و ما جای جسم یکدیگر نيستيم (بماند که مهمل ترین پاسخ ها را پوزیتيویست ها می دهند و می گویند یک پدیده توهمی است و تصادفی به وجود آمده است و همه این موارد حاصل تصادف است )که خود این گزاره اثبات ناپذیر هم در واقع یک اصل موضوع یا آکسيوم محسوب می شود چون اثبات ناپذیر و سنجش ناپذیر است . این همان است که دکارت می گوید"می اندیشم پس هستم" یا همان است که نقل قول معروف " هر کس خودش را بشناسد خدای خود را شناخته است" و جمالتی از این دست که همه نشان از ابهام ما در ارتباط با خودآگا.هی دارند اگر ما می دانستيم این خود آگاهی چيست و از کجا آمده است، راجع به این که بعد از مرگ هم چه چيزی خواهد شد هم می توانستيم اظهار نظر کنيم. تا اینجا را در ذهن .نگه دارید خدا ناباوری که در پاسخ به سوال دزدی نکردنش گفت"برای انسانيت و وجدان و ... دزدی نکردم " پس اصالتی بر یک وجود مطلق در نهاد انسان قائل شده است. من به این اشخاص می گویم"خداناباورنما یا خداناباوران خدا باور" . این ها هم یک اصل اثبات ناپذیر را به صورت پيش فرض"اصل موضوع یا آکسيوم" پذیرفته اند . نکته دوم این است که به صورت اولی ثابت می کنند که سقط جنين از یک مدت زمانی از تشکيل جنين به بعد قتل است چرا که در ذات خودش چيزی دارد که مطلق است و آن خودآگاهی است که پایه تعریف انسان بودن است. چون یک نهادی در ذات انسان را پذیرفته اند که تا زمانی که جان مادر را تهدید نکند، نباید او را کشت. اما این باور به این انسانيت خالی! حفره ها و ناسازگاری هایی هم دارد که در ادامه خواهيد فهميد. به تنهایی ناقص است و بحران های انسانی وحشتناکی .در پی خواهد داشت که خواهيد دید چه خواهد شد