Page 36

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 36 اصل سوم، انصاف است. اگر خواننده با دین مخالف است، از او می خواهم تا زمانی که نشان نداده ام دین مورد بحث من همان دین دولتی و ضدآزادی نيست، داوری نکند. اگر با آزادی مخالف است، از او می خواهم ببيند آیا آزادی بدون مالکيت اصالً معنایی روشن دارد یا نه. اگر با مالکيت خصوصی بدبين است، از او می خواهم ببيند بدون مالکيت، مسئوليت، تمدن، خانواده، بازار و آزادی چگونه دوام می آورند. اگر با ایران گرایی بدبين است، از او می خواهم ببيند آیا ایران در این کتاب بهانه دولت پرستی است یا سنگر آزادی. اگر متدین است، از او می خواهم بب يند آیا دینی که از آزادی، حق الناس، مالکيت، وفای به عهد و نفی بندگی غيرخدا دفاع می کند، از دین دور است یا به حقيقت آن نزدیک تر.

این کتاب از خواننده می خواهد که ميان دو چيز تفاوت بگذارد: دین و آنچه به نام دین بر او تحميل شده است. ایران و آنچه به نام ایران مصادره شده است. آزادی و آنچه به نام آزادی تحریف شده است. مالکيت و آنچه به نام سرمایه داری رانتی یا دولت ساالری اقتصادی جعل شده است. عقل و آنچه به نام عقالنيت، انسان را از وحی جدا کرده است. معنویت و آنچه به نام عرفان، انسان را از زمين، بدن، بازا ،ر خانواده و حق خود بيگانه کرده است.

اگر خواننده این تفکيک ها را نپذیرد، این کتاب برای او مجموعه ای از ادعاهای تند خواهد بود. اما اگر بپذیرد که شاید بسياری از کلمات اصلی زندگی ما تحریف شده اند، آنگاه این کتاب برای او به نقشه ای برای بازگشت تبدیل می شود.

من در این کتاب می خواهم نشان دهم که آزادی بدون مالکيت، تبدیل به شعار می شود. مالکيت بدون منشأ الهی، در برابر دولت و اکثریت و قدرت پایدار نمی ماند. دین بدون آزادی، تحریف می شود. ایران بدون دین آزادی بخش، بی سپر می شود. عقل بدون وحی، به سوژه محوری و دیالکتيک و عرفان می لغزد. وحی اگر به تجربه درونی و الهام شخصی فروکاسته شود، دوباره به عرفان تبدیل می شود. و تمدن اگر اصول متناهی و غيرمتناقض نداشته باشد، سرانجام زیر وزن تناقض های خود فرو می ریزد.

از این رو، این کتاب فقط برای متدینان نوشته نشده است؛ برای آزادی خواهان نيز هست. فقط برای ایران دوستان نوشته نشده است؛ برای کسانی هم هست که می خواهند بدانند چرا ایران هنوز مسئله ای جهانی است. فقط برای منتقدان دولت نوشته نشده است؛ برای کسانی است که می خواهند بدانند چرا دولت، وقتی از حدود مالکيت عبور می کند، به صورت سياسی شيطان تبدیل می شود. فقط برای اهل فلسفه نوشته نشده است؛ برای کسانی است که می خواهند از فلسفه به نظام صوری عبور کنند. فقط برای اهل دین نوشته نشده است؛ برای کسانی است که می خواهند بفهمند چرا دین ، اگر درست فهميده شود، دقيق ترین سپر انسان در برابر بردگی است.

این کتاب با خواننده صادق است: مسير آن آسان نيست. زیرا قرار است بسياری از دوگانه های رایج را بشکند. در این مسير، ليبراليسم و سوسياليسم نقطه پایان دعوا نيستند؛ فقط الیه های نخست آن ،اند. خداباوری و خداناباوری هم پایان دعوا نيستند؛ زیرا خدایی که از عرفان دیالکتيک یا ذهن انسان بيرون آمده باشد، می تواند همچنان به نقض آزادی برسد. دعوای نهایی، وحی و عرفان است. دعوای اصلی، دین و بی ِدینی نيست؛ دین و جعل دین است. دعوای نهایی، آزادی و دولت است؛ مالکيت و بردگی است؛ وحی نبوی و کشف درونی بی ضابطه است؛ انسان خليفه خداوند و انسان برده قدرت است.