Page 70
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 70 تحدی قرآن و کشف «نخ تسبيح» آزادی درک ناقص من در این سفر تا اینجایی که رسيدیم یهو جرقه ای خورد! یهو با خودم گفتم نکند که"تحدی قرآن" به هر چيزی که اشاره دارد، دست کم یک بخشيش همين پاراگراف قبلی باشد؟ تحدی قرآن همان است که می گوید یک کتاب مانند قرآن بياورید اما نمی توانيد. بعد یک عده به مسخ ره می گفتند الف خ دال، شبيه حروف مقطعه قرآن شد پس من یک آیه مثل قرآن آوردم یا یک داستان می نوشتند و می گفتند قرآن هم داستان نوشته است منم داستان نوشته ام! در حالی که حاال با نخ تسبيح" نظام صوری منسجم اصل موضوعی برای آزادی فردی و حقوق مالکيت" حداقل ترین چيز ی که است این است که آن داستان ها هر کدام دانه های این تسبيح هستند که این !نخ آنان را منسجم کرده است مضافاً این که وقتی گفته می شود معجزه از جنس کتاب است، یعنی از جنس نظام صوری منسجم اصل موضوعی است چون کتاب یعنی زبان صوری و وقتی دارای اصول است می شود اصل موضوعی و وقتی تناقض درونی ندارد می شود !منسجم.خيلی کار داریم در این کتاب من وقتی قرآن را با نخ تسبيح"نظام صوری منجسم اصل موضوعی برای آزادی" خواندم تازه فهميدم آن انسجام و سازگاری چنان است که چندین قرن تالش الزم بود تا تفاسيری عليه آزادی از قرآن در بياورند و به اسم دین این همه فاجعه رقم بزنند! در واقع تازه متوجه شدم چرا تفسير قرآن کار غلطی است چرا که خيلی واضح با ما صحبت کرده است و اگر جایی هم ابهامی باشد فقط اهل بيت بودند که می توانستند و می توانند برای ما روشن کنند و هيچ کدام هم ندیدم تفسيری از قرآن بدهند که نقض آزادی و حقوق مالکيت فردی انسان در آن باشد و همه در تثبيت آزادی انسان بوده است! بله در روایات هم داریم که از قرآن فقط !کتاب و از دین فقط پوسته باقی می ماند به طوری که وقتی از اصل دین حرف بزنيد به شما خواهند گفت گویی دین جدیدی آورده ای ولی خواهيد دید!که یک کلمه هم دین جدیدی نياورده ام هرکس تفسيری متضاد با آزادی ارائه کرده است یا تفسيری ارائه داده است که دین توسط حکومت یا قشری از انسان ها می تواند مصادره شود و به دیگران اعمال جبر و زور کند باید به خودش شک کند! آزادی و قدرت انتخاب و اختيار انسان، مثل حق وتو در شورای امنيت سازمان ملل، هر تفسير دیگری از قرآن را وتو می کند و زیر سوال می برد! (حد آزادی انسان، حقوق مالکيت فردی اوست و جلوتر وارد تعریف عينی و آبجکتيو و توافق پذیر از حقوق مالکيت فردی خواهيم شد. تأکيدات بر حق الناس همين است و حتی حق الناس از حق ا)!هلل هم باالتر گرفته شده است دليل دارد دین آمد انسان ها را از مصادره "خدایان" .آزاد کرد و خودش مصادره نشدنيست چون خيلی زود تناقضات و تضادهای مصادره دین از دل خود دین آشکار می شود دین انسان ها را از مصادره کدام خدایان رها کرد؟ تا اینجا بدانيد که دولت های توتاليتر و مافياها و گروه هایی که انسان های دیگر را به .بندگی انسان های دیگر اجبار می کردند خدایان زمينی بودند. تا اینجا همين قدر بدانيم کافی است چرا تعداد آکسيوم ها و اصول موضوعه ها مهم است که متناهی و حداقلی باشند؟ اگر متناهی نباشند که اساساً با نظام صوری اصل موضوعی طرف نيستيم و با چيزی طرفيم که هر لحظه به شکل کالهبردارانه ای قابل !ویرایش است :پس متناهی بودنش که واضح است. اما برای حداقلی بودن شما اگر توحيد و نبوت و معاد را به عنوان اصول موضوعه کنار بگذارید باید تعداد اصول اثبات ناپذیر بيشتری را بپذیری (حتی نامتناهی) که این با"عقالنيت" در تضاد آشکار است. عقالنيت یعنی ما تا حداکثر ممکن دنبال گزاره های اثبات پذیر باشيم و زندگی ما سرشار از استدال ل و عقل باشد و حداقل تعداد گزاره ممکن را بدون