Page 540
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 540 از این منظر، سکس های نامتعارف و در بسياری از موارد گروهی در بسياری از گروه های عرفانی و خفيه، صرفاً یک عمل جسمانی نيست؛ ،بخشی از مناسک، احضار، شکستنِ مرزها ،پست انگاری جسم و جهان مادی خلق شده از خاک و بردنِ فرد به حالت های مشتبه و وهم آلود است. .در واقع تالش ابليس برای دهان کجی به زمينی است که انسان خليفه خدا بر روی آن است از این منظر، هر جا چيزی وجود داشته باشد که بتواند انسان را در هپروتی به نام کشف و شهود ببرد، دین همان جا پادزهر .گذاشته است یعنی انسان را از آن حالت بيرون می آورد، و دوباره او را برمی گرداند به کار، درس، زندگی، مسئوليت، و زمينِ واقعی ای که باید روی آن با اراده ی آزاد و عقل زندگی کند.
برای همين است که بعضی از این عرفا یا خودخاص پندارها می گویند نماز و روزه مال عوام است. داستان دقيقاً برعکس است. این عبادات برای این اند که انسان، مدام خودش را برتر نبيند، در حالتِ خاص ِبودگی و توهمِ برگزیدگی فرو نرود، و دائماً از آن سرخوشیِ عرفانی خودفریبانه بيرون کشيده شود. نماز، دقيقاً جای بسياری از چيزهایی را که مدیتيشن، کشف و شهود، و این مسيرهای مشابه می خواهند پر ،کنند به درستی و در چارچوبِ دین پر می کند؛ و به همين دليل، پادزهرِ آن هاست.
برای همين است که گفته می شود نماز، انسان را از خطا دورتر می.کند شاید تا کنون هيچکس از این منظر برای شما بررسی نکرده بود .که در نظریه آزادی بررسی شده است. در واقع این عبادات دینی برای دفاع از آزادی خودمان هستند نه این که خطا را صفر کند؛ چون انسان اراده ی آزاد دارد. اما به صورت مستمر او را از بعضی عواملِ خطا دور می کند. یکی از عواملِ خطا، خودخاص و محق پنداری است؛ یکی دیگر، همين هپروت ها و حالت های مشتبهِ عرفانی است. احتماالً عواملِ دیگری هم هست که هنوز همه ی آن ها را به طور کامل نمی دانم، اما همين مقدار هم ب ه روشنی نشان می دهد که چرا دین، در نقطه ای که عرفان انسان را از عقل و اراده آزاد تهی می کند، او را دوباره به عقالنيت و اراده آزاد برمی گرداند. وضو، نجاست، و جنگ دین با آلودگیِ شيطانی در منطق نظریه آزادی، احکام نجاست، وضو، غسل، و حساسيت دین نسبت به خون و آلودگی، صرفاً توصيه های بهداشتیِ پراکنده نيستند. این ها بخشی از سازوکار دین برای بيرون کشيدنِ انسان از زمينِ آلودگیِ شيطان اند.
شيطان پرستی و بسياری از مناسک عرفانیِ منحرف، از راه آلودگی، خون، کثافت، و شکستنِ مرزهای پاکیِ بدنی و روانی عمل می کنند.
یعنی می کوشند زشتی و آلودگی را یا تقدیس کنند یا عادی. اما دین، با وضو، غسل، طهارت، و تفکيکِ نجاست، مرز می کشد و می گوید انسان نباید بدن و روان خود را به زمينِ آلودگیِ شيطان بسپارد.
وضو فقط شستنِ دست و صورت نيست؛ نوعی بازگشتِ آگاهانه از آشفتگی، آلودگی، و اختالطِ درونی به حالتِ هوشياری و نظم است.
غسل نيز فقط نظافت جسمی نيست؛ بخشی از آن، بيرون آوردنِ انسان از وضعيت ِهای مشتبه و هپروتی است؛ یعنی بازگرداندن او به زمين عقل، مسئوليت، و حضورِ واقعی در جهان.