Page 529
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 529 از همين جاست که ساختارهای وحدت وجودی، در نهایت، به خانواده ای واحد از نتایج می رسند: ،دولت، عرفان، فرقه، فراماسونری، مافيا مرشد و پيرو، و هر ساختارِ سلسله مراتبیِ دیگری که بر خاموشیِ فرد و غلبه ی کل بنا شده باشد. ِخود نظریه آزادی نيز همين را تصریح می کند : وحدت وجود، در سطح سياسی، به حلّ فرد در کل ، در افکار جمع گرایانه، سوسياليستی فاشيستی نازیستی کمونيستی فمينيستی قومی نژادی ، تهدیدِ حقوق اقليت، و نابودیِ فردیت و حقوق مالکيت می رسد؛ و در سطحِ عملی، به دولت، فرقه، و انواعِ ساختارهای مرشد و پيرو ختم می شود . یکی از گل های سر سبد نظریه آزادی، رو دست زدن به ابليس در مفهوم دولت حال همه چيز معنای شفاف تری پيدا می کند. که خود دولت ها نيز به عنوان یکی از زیرشاخه های عرفان مانند همه فرقه ها برای خدایان جعلی، طلب قربانی می کند. بقای دولت ها در وجود نقض حقوق مالکيت فردی است، بقای آنان در نقض حق الناس است و به شکل سلسله مراتبی، برای آن که بقای دولت قوام پيدا کند، همواره باید به او قربانی پيشکش کرد. جنگ ها و سرکوب ها و کشتارها و نابودی محيط زیست و نقض اراده آزاد همگی قربانيانی .هستند برای بقای دولت باید پيشکش شوند دولتی که قربانی نگيرد، قدرتش را از دست می دهد و می ميرد. به مانند نمونه های متافيزیکی آن، شياطين و اجنه و خدایان جعلی کشف و شهودی عرفا نيز دقيقاً همين هستند. آنان طلب قربانی می کردند تا با بارش باران خشکسالی را رفع کنند در حالی که اگر آنان چنين توانایی داشتند مگر جز این بود که خودشان در جامعه ای که خداوند فراموش شده خشکسالی ایجاد نمی کردند؟ آن ها برای بقای خودشان انسان ها را با الهامات شيطانی فریب می دهند که نقض حقوق مالکيت و تجاوز به محيط زیست و فساد همه گير شود و برای حل همان مشکالت طلب قربانی می کردند تا .سلطه آنان زنده بماند و دقيقاً با همان منطق که دولت ها در صورتی که شهروندان درستکار باشند، خودشان ناامنی و آلودگی و فساد ایجاد می کنند و شيطان .هستند، ابليس و لشکر او نيز باید با فریب و وسوسه و به بردگی گرفتن انسان ها بتوانند سلطه خودشان را تثبيت کنند دقيقاً با همان منطق که دولت ها با ایجاد انحصاراتی مثل بانک مرکزی اجباری و ایجاد تورم و ربا، نظم اجتماعی را به گونه ای ایجاد م ی کنند که تدریجاً روان انسان بيمار شود و تصميمات انسان آنی و مبتنی بر لذت های زودگذر و دوپامين محور می شود و با آرامش واقعی با مخدر و دارو جایگزین می شود و تمام بحثی که در بانکداری انحصاری مرکزی گفتيم، و جميع بحث ها تا اینجا: حيات دولت در خاموش و مچاله کردن اراده آزاد است! حيات دولت در نابود کردن عقالنيت است، دولت طلب خاموشی عقل و اطاعت می کند و در :یک کالم دولت به دنبال نابودی دین به هر نقشه ای حتی تسخير آن است و اینجاست که باید دین را از دولت پس گرفت، یعنی دین را !از شيطان پس گرفت در واقع تمام زیر بنای بحث های دولت و ژئوپليتيک و اقتصاد و اخالق و عقالنيت و علم و بنيان های معرفت شناسی در یکجا مشخص می شود: موضع ما درباره دین و موضع ما در برابر وحی نبوی حضرت محمد (ص) و حقوق مالکيت فردی و اراده آزاد و بندگی خدا کردن و بندگی غيرخدا نکردن و دیگران رو به بندگی نگرفتن چيست؟ موضع ما درباره داستان آفرینش و برخورد با تحليل تاریخ چيست؟