Page 157
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 157 .من به شخصه، زندگی گرا هستم. یک تيم فوتبال هم برای حضور در جام جهانی، نهایتاً سه چهار مسابقه تدارکاتی می گذارد ما برای عمر محدود و جوانی محدودی که داریم نمی توانيم سال ها تراپيست برویم تا الیسنس و مجوز یک مرشد را بگيریم که به ما بگوید .اجازه داری زندگی و تجربه و خطا کنی یا نه، اجازه داری رابطه جنسی داشته باشی یا نه این که تراپيست بروی و ده سال روی شما کار .شود که مثال ازدواج کنيد که بعد از پنج سال به طالق برسيد دست کم عاقالنه نيست کسی که در جوانی به روش درست و نه روش رمانتيسيزم ازدواج کرده است و نهایتاً در جوانی جدا شده است یا چند بار ازدواج کرده و جدا شده است بيشتر زندگی کرده است. مضاف به این که روابط دوست دختر دوست پسری عمال برای فرار از رمانتيسيزم ازدواج شکل گرفته اند و با اصل ازدواجی که مبنای عقل است تفاوتی ندارند جز این که دختر دستش به هيچ کجا بند نيست و آسيب بيشتری خواهد دید که این هم بحث مفصلی در چارچوب نظریه .آزادی دارد اشتباه کردن جزیی از زندگی است و انسان از اشتباهاتش می آموزد. البته برای کاهش هزینه اشتباهات همواره راه حل عاقالنه مبتنی بر .آزادی و حقوق مالکيت وجود دارد قانون باید ساده باشد، حقوق مالکيت کسی را نقض نکنم به طور مثال با دروغگویی و فریب، به مهم .ترین بخش حقوق مالکيت هر کس یعنی مالکيت بدن او دست پيدا نکنم ،با دروغ گویی یا فریب حقوق مالکيت کسی را نقض نکنيد این هم از آن گناهانی است که اگر اثبات حقوقی شود در همين دنيا هم در چارچوب قانون باید پيگيری شود. منظور از دروغ هم آن دروغی نيست که خودتان به خودتان گفتيد و ب اور کردید یا مثال غریبه ای یا کسی که تعهدی به او ندارید بر خالف اراده آزاد شما چيزی را اصرار کرد و شما با دروغ این که کار دارم یا جلسه دارم خودتان را خالص کنيد ، بلکه دروغی است که مستقيماً باعث نقض عهد و حقوق مالکيت و آزادی دیگری شود. در تجارت و کسب و کار که مشخص است و در روابط انسانی هم مشخص است و اولين جز از حقوق مالکيت هرکس، مالکيت انسان بر بدن خودش است. حال شما ازدواج کردید و بچه دار شدید و بدون نقض تعهدات و حقوق ،مالکيت دیگری جدا شدید دیگر جای شماتت ندارد که یک بچه را بدبخت کردیم یا چيزی شبيه این. زندگی همين است و همين که طرفين مسئوليت هایشان را در قبال حقوق مالکيت فرزند انجام دهند مسئله ای پيش نخواهد آمد . کسانی که به دنبال مهندسی کردن زندگی یا بهينه کردن به توهمات خودشان هستند ذات جمع گرایانه و سوسياليستی دارند. از جدایی به بعد هر کس برای رشد فرزندش تالش می کند و این جدایی به معنای اتمام قرارداد مشارکت متقابل بدن یکدیگر است نه به معنای.کشمکش بر سر فرزند حال اگر ،ازدواج نکرده ای و قصدی هم نداری زندگی کن بدون نقض حقوق مالکيت کسی. دین هم دست و پای کسی را اصال در این یک .مورد نبسته و بسيار باز گذاشته است و آن سنت و عرف و ساختارهای کنترلگر اشتباه است که دست و پای انسان ها را بسته است به قول کيرکگور، شما هر کاری کنيد در انتهایش ناراحتيد، بکنيد ناراحتيد و نکنيد هم ناراحتيد یا انتهایش ناراحت می شوید. نتيجتاً ناراحتی ناشی از زندگی کردن و تجربه کردن به مراتب سالم تر و سرزنده تر از ناراحتی ناشی از محافظه کاری غيرعقالنی است. رها کنيد و تراپيست ها عمتاً این رها کردن را تبدیل به سخت گرفتن می کنند و زندگی کردن را دائم به تعویق می اندازند و از این" حفره و خال زندگی نکردن شما" .کسب درآمد و اعتبار می کنند شما به عنوان یک انسان نهایتاً اشتباهات زیادی خواهيد کرد و تراپيست و غير .تراپيست هم نمی تواند جلوی آن را بگيرد