Page 146

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 146 امروز خودم را فردا پس بگيرم و یک سياستمدار را از موقعيتش ساقط کنم چه؟ این یکی از آن نقاط و مواردی است که کل ساختار نظری آنارکوکاپيتاليستی مورای روتبارد را دچار چالش خواهد کرد و پاسخ آن را .تا بخش های بعدی به تعویق می اندازم شيطان هست چرا که دولت انحصارگر قدرت و خشونت هست و دولت هست چرا که شيطان می تواند در خفا ما را فریب دهد تا حقوق مالکيت .دیگران را حتی در نبود هيچ ناظر زمينی سومی نقض کنيم روتبارد هيچ نظام صوری منسجمی ندارد تا پاسخ دهد که با چه اصول موضوعه ،ای یک شخص در نبود هيچ ناظر زمينی با انحصار خشونت .نباید حقوق مالکيت دیگران را نقض کند همان بحث فروشگاه و دوربين .نظارتی و سواالتی که از اشخاص مطرح می کنيم که چرا شما دزدی انجام ندادید را مجدداً مرور کنيد به همين دليل روتبارد ریشه وجود دولت را یک شرارت و مافيا می بيند اما در مبدأ شرارت و ماهيت آن توان تبيين نظری ندارد و فرض کنيم اگر دولت انحصارگر خشونت حذف شود پاسخی ندارد که چه جایگزین نهادی دیگری خواهيم داشت .که امکان کنترل شرارت را بدون انحصار خشونت داشته باشد اگر تعارف را کنار بگذاریم، روتبارد اگر تعارف را کنار بگذاریم، روتبارد یک رویای آرمانی دارد که شباهتی به آرمان ظهور منجی دارد که در آن هيچ دولت انحصارگر خشونتی نيست اما از وضعيت کنونی تا آن زمان دست هيچ سلسله توصيه و وظایفی برای جامعه .منتظر ظهور! خود ندارد با چه قطب نما و نقشه ای قرار است به آن آرمان حذف سازمان دولت انحصارگر خشونت برسيم؟ کاش حداقل ادعيه آنارکوک.اپيتاليستی ارائه می کرد که در این زمان یک دعایی بخوانيم همينطوری خالی خالی که نمی شود از طرفی در نظریات روتبارد، هيچ محافظت نهادی از مردم در برابر شرارت های دولت هم وجود ندارد ، به شکلی که ایرانيان به صورت نهادی در دین و فرهنگ خودشان ضدیت با سلطه را دارند و فوران می کنند .ما هيچ توضيح مشابهی در آکارکوکاپيتاليسم نداریم نهاد دین باید مهارکننده دولت ،باشد نه همدست آن نهاد دین در اصل کارکرد خودش باید دائماً در حال محافظت از شهروندان در برابر شيطان دولت باشد. نتيجتاً خود نمی تواند جزئی از شيطان بشود یا با شيطان خودش را یکی کند. نهاد دین باید دائما هشدار دهد که هر چقدر بيشتر گناه (نقض حقوق مالکيت و آزادی نهاد دین در اصل کارکرد خودش باید دائماً در حال محافظت از شهروندان در برابر شيطان دولت باشد. نتيجتاً خود نمی تواند جزئی از شيطان بشود یا با شيطان خودش را یکی کند. نهاد دین باید دائما هشدار دهد که هر چقدر بيشتر گناه (نقض حقوق مالکيت و آزادی و نقض عهد و پيمان و قرارداد) کنيد، در حال فربه تر کردن شيطان دولت هستيد و نياز و اعتياد بشر به شيطان دولت را بيشتر می کنيد. دول ت بزرگ نهایتاً به کاهش آزادی و کاهش ویژگی های الهی جامعه مانند خالقيت می شود و جامعه را فقيرتر می کند. دین به عنوان یک دارایی برای یاد آوری نکات ح فظ آزادی کليدی است و نباید با دولت همدست شود . ضعف درک دقيق از مفهوم آزادی، حقوق مالکيت، دین، دولت، دولت مدرن و انحصار خشونت، باعث شد که در گذشته در ایران دولت بزرگ شود و عده ای هم با سو استفاده از دین وعده ای دادند که با تسخير سازمان دولت توسط دین، هم !دنيا و هم آخرت شما آباد می شود در واقع خيال کردند با تسلط بر دولت، شيطان را به بيرون خواهند راند و خود یک دولت الهی تأسيس خواهند کرد. البته این ایده واقعاً در تاریخ تکراری است و فقط .نمونه شيعی آن را انجام نداده بودند از زمان حمورابی و سومر و مصر باستان و خدا یان کنعانی و فنيقی گرفته تا امپراطوری روم مسيحی و امپراطوری مقدس روم تا جمهوری اسالمی .، الگو و ساختار یکی است که مفصل تر بررسی خواهيم کرد حال آن که مفهوم دولت