Page 143

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 143 قانونِ کشفی و قانونِ جعلی قانون، در منطق این نظریه، چيزی نيست که اصلش با رأی، دستور، یا سليقه ی بوروکرات ها وضع شود؛ قانون باید کشف شود. به مرور تا پایان کتاب با این عبارت"جعل شدن" توسط شيطان بسيار مواجه خواهيد شد و هر بار از بار قبل بيشتر شگفت زده می شوید چرا که .سر منشاء این جعل یک امر قدسی است وقتی قانون از دلِ نظم خودجوش اجتماعی کشف شود، مثل قواعد پایه ایِ راهنمایی و رانندگی، حداقلِ افرادِ ممکن مجرم می شوند.

چون قانون، در این جا، صورت بندیِ همان چيزی است که عقل سليم، تجربه ی زیسته، و نيازِ واقعیِ نظم اجتماعی، پيشاپيش آن را به جامعه تحميل کرده اند.

اما وقتی قانون، نه از راه کشف، بلکه از راه وضعِ دولتی ِساخته شود، مثل رنگِ نمای ساختمان یا انبوهی از مقرراتِ زائدِ کنونی، افراد زیادی ناگهان مجرم می شوند. و همين جا برای جرم، بازار شکل می گيرد : ،مجرم بساز ،جریمه کن رشوه بگير تا جریمه پاک شود یا بی اثر ،شود یا پول بگير و جرم را نادیده بگير.

پس قانونِ وضعی، فقط یک فرمانِ خنثی نيست؛ اغلب تبدیل می ِشود به سازوکار مجرم سازیِ مصنوعی. و مجرم سازیِ مصنوعی، هم منبعِ درآمد است، هم منبعِ قدرت، و هم ابزارِ ناامن سازیِ جامعه.

قوانينِ کشفی، به آزادی کمک می کنند؛ قوانينِ وضعی، منبعِ درآمدِ شيطان اند.

چرا؟ چون در نظم اجتماعیِ منبعث از تثبيتِ حقوق مالکيتِ فردی، و با رشدِ درستِ روش های معرفت ِشناسیِ فرد و جامعه، امکانِ کشف دقيق ترِ قانون بيشتر می شود. یعنی هرچه جامعه آزادتر، مسئول تر، و از نظرِ عقلِ عملی سالم تر باشد، بهتر می ًتواند بفهمد چه چيزی واقعا قانون است و چه چيزی صرفاً دخالت است.

اما وقتی دولتِ مداخله گر، جامعه را از معرفت شناسیِ صحيح دور و کور می کند، دیگر قانون کشف نمی شود؛ بلکه چيزی شبيه ِجعل وحی توسط شیطانِ دولت رخ می دهد. یعنی قانون، نه از دلِ نظمِ واقعیِ جامعه، بلکه از باال، با تصویب، دستور، بخش نامه، و اراده ی متمرکز ساخته می شود.

نتيجه ی این روند هم روشن است:

مجرم،سازیِ بيشتر سودده ،تر شدنِ زندان ،ناامنیِ بيشتر ،آسيبِ بيشتر به جامعه و در نهایت، فرسایش و نابودیِ بنيان های تمدنی.