Page 83

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 83 بحث ما خداباوری و آزادی از بندگی انسان هاست . در روزهایی زندگی کردیم و می کنيم که برخی انسان ها در مقام خدایی می خواهند ما را به بهشت اجبار ،کنند کاری که حتی خدا هم نکرده .است خداناباوری هم گاهی به شکل خداباوران کنترلگر و اجبار به بهشت کننده دیده می شود. ،ليبراليسم عالی ترین شکل آزادی و توسعه بشر از دوران انحراف دین به شکل دین حکومتی تا امروز ،بوده اما تالشی بوده در جهتی که دین خدا آن قدر در تاریخ با تفاسير اهل قدرت مصادره شد که راهی باید می جستند که تا امروز نسبتا جواب داده است . اما در سنتز نقص های ليبراليسم کمونيسم پدید آمد. هردو تزها و آنتی تزهای مدرن برای دوران پس از مصادره دین قرون وسطی بودند . هر وقت کار به تز و آنتی تز .هگلی می رسد، ما با یک دعوای خيالی طرفيم و در واقع هر دو در تقویت یکدیگر همدستی دارند مخالفت من با واحد پولی رسمی دولتی، بيمه دولتی و ماليات ،دولتی به معنای حذف آن ها نيست .هر فردی که تمایل داشته باشد، می تواند از خدمات دولتی استفاده کرده و هزینه آن را پرداخت کند؛ همان گونه که از خدمات سایر شرکت ها و ارائه دهندگان استفاده می شود. آنچه اهميت دارد، امکان انتخاب گزینه های دیگر است؛ از جمله استفاده از واحدهای پولی خصوصی یا ارزهای سایر کشورها به جای ریال، یا انتخاب بيمه از ميان شرکت های خصوصی. مهم آن است که دولت نتواند به صورت یک جانبه برای افراد تصميم گيری کند، بلکه هر فرد بتواند آزادانه برای خود تصميم بگيرد. دولت نيز، همانند سایر شرکت های بزرگ و کوچک، یکی از بازیگران بازار است و بخشی از آن محسوب می شود. مسئله این است که هيچ یک از اجزای بازار حق ندارند انتخاب دیگران را محدود کرده یا آن را به زور تحميل کنند. مسئله اصلی این است که ،آزادی به ویژه آزادی در حوزه پول و خروج واحدهای پولی از انحصار ،دولت در نهایت می تواند موجب افزایش رفاه تک تک افراد ،جامعه از جمله خود اعضای ،دولت شود و قرار نيست موجب تضعيف یا زیان دیگران گردد. عالوه بر این، در مقياس کالن، می تواند هر نوع تحریم را با چالش جدی مواجه کند و به عاملی برای جذب سرمایه از سراسر جهان تبدیل شود. کشوری که بتواند پيشگام خصوصی سازی پول باشد، می تواند به عنوان کشوری تحول آفرین در نظام اقتصادی جهان مطرح شود و رشد سریعی را تجربه کند .چنين کشوری، از منظر دینی و اخالقی نيز، در چارچوب نظمی آزادانه و غيرمتمرکز، می تواند به یکی از سالم ترین و آزادترین جوامع تبدیل شود. هدف، حذف ریال یا دولت نيست، بلکه ایجاد امکان قانونی و عملی برای آزادی انتخاب افراد در ایجاد و به رسميت شناختن واحدهای پولی خصوصی است . اآلن عده ای خرده می گيرند که این مخالفت با دولت همان آنارشيسم است و هرج و مرج می آورد. از آن ها می پرسم کدام دولت؟ دولت به شکل سازمان یا به شکل نهاد؟ دولت به معنای انحصارگر خشونت یا دولت به معنای کارگزار امور مشاع جامعه؟ نه چيزی به نام هرج و مرج طلبی و .حذف کارگزار امور مشاع در نظریه وجود ندارد. صبور باشيد