Page 270
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 270 منظور از دین برای دفاع از آزادی، کدام دین است؟ اگر داستان آدم و حوا و" تسليم در برابر حقوق مالکيت فردی دیگری" ،را یادآوری کنيم این که شما چه نامی روی دین بگذارید برای نظریه آزادی اهميتی ندارد. من همه ادیان را دعوت می کنم تا در رقابت بازار آزاد ایده ها و ادیان، نظام های صوری اصل موضوعی منسجم خودشان را برای آزادی و حقوق مالکيت فردی عرضه کنند و داوری بين ایده ها بر اساس عقل و اراده آزاد افراد و قدرت انتخاب .آنان در بازار آزاد ایده ها باشد اما اگر به حقوق مالکيت فردی باور داشته باشند و در برابر حقوق مالکيت فردی ،همه افراد تسليم باشند من پاسخ آنان را با آیه19
:سوره آل عمران می دهم
ِإِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَمَنْ یَکْفُرْ بِآیَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَاب .
آل عمران آیه19
.
مسلماً دینِ [واقعی که همه پيامبرانْ مُبلّغ آن بودند] نزد خدا، اسالم است. و اهل کتاب [درباره آن] اختالف نکردند
مگر پس از آنکه آنان را [نسبت به حقّانيّت آن] آگاهی و دانش آمد، این اختالف به خاطر حسد و تجاوز ميان خودشان بود؛ و هر کس
به آیات خدا کافر شود [بداند که] خدا حسابرسی، سر
یع است.
پایه اختالفی بر اساس این آیه، همان حسد به عنوان بنيان فکری و احساسی نقض حقوق مالکيت فردی دیگری و تجاوز به عنوان عمل
)نقض حقوق مالکيت دیگری است. بنابراین، دین هيچ کس در ایران (سرزمين آزادگان تفاوتی نمی کند و هرکس به آیين خودش
،عبادت کند. تنها اصلی که باید به آن پایبند باشيم "تسليم در برابر حقوق مالکيت یکدیگر است" .
اما اگر دینی دارید که در آن نقض
حقوق مالکيت کسانی که حقوق مالکيت فردی شما را به رسميت می شناسند ، توجيه می کنيد، حتماً به شکل نظری با منطق و استدالل و
عملی به شکل دفاع در برابر متجاوز به حقوق مالکيت
،فردی خودمان
.به مشکل خواهيم خورد
:در ادامه این سوره، آمده است کهَفَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ وَقُلْ لِلَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أ أَسْلَمْتُمْ فَإِنْ أَسْلَمُوا
ِفَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْکَ الْبَلَاغُ وَاللَّهُ بَصِير بِالْعِبَاد ﴿
۲۰
﴾
]پس اگر با تو جدال و گفتگوی خصومت آميز کردند، [فقط در پاسخشان
بگو: من و همه پيروانمْ وجود خود را تسليم خدا کرده ایم. و به اهل کتاب و به بی سوادانِ [مشرک] بگو: آیا شما هم تسليم شده اید؟
پس اگر تسليم شوند، قطعاً هدایت یافت ه اند، و اگر روی گرداندند [برتو دشوار و سخت نياید] که آنچه بر عهده توست فقط ابالغ [پيام
خدا] ست؛ و خدا به بندگان بيناست.
نهادهای انحصاری و نقد تنظيم گری دولتی
مسئله،اصلی
ِصرف
وجود
نهاد نيست؛
،مسئله انحصارِ اجباری
است. هرجا دولت با زور قانون، مجوز، تعرفه، یارانه، یا منع رقابت وارد
می شود، خطا از سطح یک انتخاب فردی به مقياس یک فاجعه
عمومی منتقل می
شود .اگر
یک
نهاد
ِانحصاری
تنظيم
گر در
،محاسبه
،تأیيد
قيمت
گذاری یا
استانداردگذاری
اشتباه
،کند
هزینه آن را همه
می
دهند؛ اما در نظم
،رقابتی
اشتباه هر بازیگر محدودتر می
ماند و
مسئوليت
پذیری واقعی
تر می
شود .
ِانحصار
،بد
انحصاری
است
که از زور و امتیاز سیاسی تغذیه کند، نه برتری ،ای که از کيفيت، نوآوری
و انتخاب آزاد مردم پدید آمده باشد. در چنين نگاهی، حتی خدماتی مثل تأیيد فنی، زیرساخت، یا تنظيم بازار نيز باید از حالت بسته و