Page 715
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 715 از این جا، الگوی حکمرانی در نظریه آزادی روشن تر می شود. در نظم حکمرانی برآمده از راه ،حل نظریه آزادی ،پیمان یا بیعت لحظه ای و Real-time است. یعنی نظم جامعه به گونه ای پيش می رود که هيچ حاکم بعدی، که به صورت ولی یا شاه از سوی جامعه مورد بيعت قرار می گيرد، از دست آخرِ نظریه بازی ها اطالع ندارد و آن پایان بازی بر او پوشيده است. او نمی داند حاکم فعلی در چه زمانی دچار خطا یا انحرافی می شود که بيعت ها و پيمان ها از او برداشته شود. همچنين نمی داند خود او، پس از قرارگرفتن در آن جایگاه، تا چه زمانی مورد اعتماد جامعه باقی خواهد ماند. در نتيجه، ساختار اجتماعی به گونه ای تنظيم می شود که نقش بازی ِکردن بلندمدت، دروغ گفتنِ تمدنی، و ذخیره سازیِ شعار برای بزنگاه انتقال قدرت، بسیار دشوار و عمالً بی ثبات شود.
در این نظم، جامعه ای که بر حقوق مالکیت فردی، آزادی سالح، و نظم بازارِ غیرسلسله مراتبی استوار است، قدرت بسيار باالیی برای عزل حاکمی دارد که با تصميمات خود جامعه را به سمت ناامنی یا نقض حقوق مالکيت ببرد. بنابراین، کسی نمی تواند با تکيه بر نمایش، شعار، یا تظاهر، یک عمر نقش بازی کند تا در لحظه ای که شاه یا ولی پيشين از دنيا رفت، یا در زمانی نامعلوم که پيمان از او برداشته شد، به حکومت یا والیت یا پادشاهی برسد. در چنين نظمی، آنانی موضوع بيعت و اعتماد عمومی می شوند که واقعاً مورد اعتماد بوده اند و رفتارشان، رفتار حقيقی و ماهيت واقعی آنان بوده است، نه محصولِ نمایش سياسی، شعارپردازی، یا مهندسیِ افکار.
در نتيجه، ولی یا شاه، در این چارچوب، فقط و فقط زمانی شایسته اطاعت است که مبتنی بر حقوق مالکیت فردی، نظم ناشی از آن، دفاع از مرزها، حفظ امنیت راه ها، و سامان دهی امور مشاع حرکت کند. جامعه نيز، در امور مشاع خود، تا زمانی که این فرد این اصول حداقلی را نقض نکرده و در همين مسير حرکت می کند، باید از او اطاعت کند. اما اطاعت هرگز به این معنا نيست که به دستور حاکم، حقوق مالکيت برخی افراد جامعه نقض شود. چنين دستوری باید نافرمانی شود و اطاعت از آن جایز نيست. این معنا نه فقط با نظام صوری منسجم نظریه آزادی، بلکه با کل ق رآن کریم نيز سازگار است، و نمونه های فراوان آن در سراسر بحث های پيشين آمده است.
بر همين اساس، سرباز، ارتش، یا نيروی امنيتی نيز فقط تا زمانی اطاعت می کنند که اوامر حاکم در راستای دفاع از حقوق مالکیت فردی، خانواده، و میهن باشد. آنان برای سرکوب مردم خود، برای نقض حقوق آنان، یا برای جنگ افروزی در سایر کشورها و فراتر ،از مرزها، مکلف به اطاعت نيستند. موضوع اطاعت امرِ مشروع است، نه هر امر صادرشده از سوی صاحب منصب.
پس اطاعتی که از این آیه فهم می شود و با نظام صوری منسجم اصل موضوعیِ نظریه آزادی سازگار است، چنين اطاعتی اس :ت اطاعت از کسی که اوامر او در راستای اصول ساده، حداقلی، روشن، و قابل به یادسپاری برای همه افراد جامعه باشد؛ اصولی که منطبق با حقوق الهیِ تک تک بندگان خدا، از جمله مالکیت فردی، اراده آزاد، و عدالت در تعهدات و مسئولیت های داوطلبانه در قراردادهاست. در غير این صورت، نه تنها اطاعت الزم نيست، بلکه جامعه باید به سرعت پيمان و بيعت خود را از او بردارد.