Page 633

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 633 مستقلِ دینی مناسب بود. گزارش های تاریخی و دانشنامه ای نيز بر این نکته تأکيد دارند که او بخش مهمی از عمر خود را در همين فضای تحتِ نظر گذراند و امامتش تنها چند سال، پيش از درگذشت در بيست وهشت سالگی، ادامه یافت . اگر سيره او مستقل از هر ِخوانش بعدی دیده ،شود نخستين ِویژگی مهم این است که امام حسن عسکری (ع )در وضعيتی به امامت رسيد که هم فشارِ امنیتیِ خالفت بسيار شدید بود و هم مسئله ِجانشينی پس از او برای ِدولت عباسی اهميتی ویژه داشت . در ِمنابع مربوط به غيبت آمده است که پس از درگذشت ،او خانه اش زیر ِنظر نيروهای عباسی قرار گرفت و جست وجو برای ِیافتن فرزندش آغاز شد؛ این خود نشان می دهد که ِدستگاه ،خالفت امامت را نه یک ِامر ًصرفا معنوی و ،منزوی بلکه یک ِکانون ِواقعی رقيب برای ِمشروعيت خود می فهميد .همين منابع توضيح می دهند که پنهانِداشتن جانشين و شکلِگيری ِمسير ،غيبت در پيوند با همين مخاطره امنيتی معنا پيدا می کند. دومين ویژگیِ سيره ،او حفظِ مرجعیتِ علمی و دینی در دلِ محدودیتِ شدید است. در زندگی نامه های شيعی، او امامی معرفی می شود که با وجودِ حصر و مراقبت، از درونِ خانه و در دلِ سامرا به هدایتِ فکری، پاسخ گوییِ دینی، تعليمِ قرآن، و تبيينِ معارفِ اهل بيت ادامه داد. همين منابع بر علم، عبادت، هيبتِ اخالقی، و نفوذِ معنویِ او در ميانِ مردم تأکيد می کنند و می گویند که حتی با همه ،فشارها ِمنزلت او نزد عامه و خاصه آشکار بود .در گزارش های مربوط به ِتشييع او نيز آمده است که مرگش در سامرا بازتابی وسيع داشت و گروه های مختلف در تشييع او حاضر شدند؛ امری که ْخود نشانه ای از ِعمق ِنفوذ ِاجتماعی ،او حتی در محيطِ کنترل شده،عباسی بود . ،سومين ویژگیِ مهم تداومِ سازوکارِ نمایندگی و وکالت است. در مرحله ِپایانی ِعصر ِحضور ،ائمه جامعه شيعه دیگر نمی توانست بر ِدسترسی آزاد و دائمی به امام تکيه کند .به همين ،دليل ِنقش ،وکال ،رابطان و ِنمایندگان مورد اعتماد ِاهميت مضاعف یافت . در پژوهش های مربوط به ،غيبت تصریح شده که دوره پس از امام حسن عسکری ( ع )بر شالوده ای بنا شد که پيش تر از ِدل همين ِوضعيت اختناق و ِنمایندگی محدود شکل گرفته بود .از این ،رو سيره او را باید آخرین حلقه ِگذار از امامتِ حاضرِ تحتِ نظر به امامت غایبِ متکی بر شبکه اعتماد دانست. این فقط یک تدبيرِ حفاظتی نبود؛ نوعی بازآراییِ نسبتِ جامعه با مرجعيتِ حق بود، به گونه ای که جامعه بتواند بدون دسترسیِ دائمی و آشکار، همچنان به حياتِ دینیِ خود ادامه دهد. چهارمين نکته، پيوندِ مستقيمِ سيره او با آماده سازیِ روانی و اعتقادیِ جامعه برای غیبت ،است. در منابع آموزشی و کالمیِ شيعه از او نقل شده که پس از وی، در مسئلهِامام بعدی اختالف و تردید پدید خواهد آمد و برای فرزندش غيبتی رخ می دهد که بسياری در آن دچار شک می شوند مگر آنان که خدا حفظشان کند .حتی اگر این روایات در ِچهارچوب ِاعتقادی اماميه فهميده ،شوند باز هم از ِنظر تحليلی یک نکته روشن در خود دارند :امام حسن عسکری ( ع ) فقط یک ِامام زیر فشار ،نبود بلکه امامی بود که می بایست جامعه را از ِ«وابستگی عاطفی به ِحضور »آشکار به ِ«وفاداری عقالنی و ایمانی در »غيبت منتقل کند . ِدر چارچوب نظریه آزادی ، این سيره معنای ویژه ای پيدا می کند. دولتِ سلطانی، هنگامی که نتواند کانونِ حق را کامالً در خود حل کند، می کوشد آن را یا نابود کند یا به واسطه ِمراقبت ،دائمی از ِبازتوليد اجتماعی بازدارد . ِپاسخ امام حسن عسکری ( ع ) به این ،وضعيت نه ادغام در خالفت بود و نه ِشورش زودرس و خودفرسا؛ بلکه تبدیلِ جامعه حق به جامعه ای شبکه،ای ،صبور و قادر به بقا در