Page 465
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 465 آزادی خواهیِ ضدّدین؛ یک تناقض پنهان ؛،اراده آزاد، گودل هيوم و مرزهای علم تجربی می خواهم روشن کنم چرا کسانی که خود را آزادی خواه می دانند اما دین را صرفاً خرافه می شمارند، گرفتار یک تناقض بنيادی اند.
کسی که از آزادی دفاع می کند، ناگزیر پذیرفته است که انسان دارای اراده آزاد است؛ یعنی در نقطه ای از تصميم، فقط حلقه ای در زنجيره بسته علت و معلول نيست.
اما علم تجربی، به تنهایی، چنين چيزی را اثبات نمی کند .اگر بخواهيم انتخاب های انسان را صرفاً در چارچوب علم تجربی و زنجيره علّی توضيح ،دهيم ناچار باید فرض کنيم که رفتار انسان نيز در اصل به طور کامل قابل صورت،بندی پيش،بينی و توضيح است. در حالی که بر اساس افقی که قضایای ناتماميت گودل پيش روی ما می گذارند، ادعای دست یابی به یک نظام صوریِ کامل و بسته برای تبيين همه ،چيز از جمله آزادی انسانی، ادعایی ناسازگار و دست نيافتنی است . ت جربهِگرایی سازگارگرای هيومی، معرفت را به عادت و تداعی و تجربه حسی فرو می کاهد و در عين حال دترمينيسم (تعين گرایی یا جبرگرایی مبتنی بر عليّت و روابط علت و معلولی) را نيز رد می کند. در نتيجه هيوم، راه را برای امکان پذیرش اراده آزاد ، پدیده های ماورایی و جادوگری عرفا و معجزات پيامبران هم باز می کند چرا که تبيين علت و معلولی تعين گرایان را کافی نمی داند و می گوید چون این تجربه حسی و عادت را داریم حدس می زنيم که رابطه علت و معلولی را نيز دقيق تبيين کرده.ایم اما آزادی خواه، ناگزیر از پذیرش چيزی فراتر از این افقِ حسی است . پس آزادی خواهیِ ضدّدین، اگر فقط بر هيوم و تجربه ،گرایی بایستد از درون دچار تنش می شود .که همان دیالکتيک است از همین جاست که تجربه گراییِ هیومی نیز به بن بست می رسد. اگر معرفت فقط بر تجربه حسی و عادت استوار ،باشد اراده آزاد هرگز به مثابه حقیقتی بنیادین قابل اثبات نخواهد بود .پس آزادی خواهی ای که خود را فقط بر تجربه گرایی بنا ،کند ناگزیر از ِبنیان خودش فراتر می،رود هرچند به زبان نیاورد.
از این جا، نتيجه ای تعيين کننده به دست می آید :اگر اراده آزاد را می پذیری، در واقع پذیرفته ای که تجربه ،گراییِ صرف و پوزیتيویسم تبيين کاملی از واقعيت نمی دهند. در این نقطه، یا باید به یک پاسخِ غيرتجربی اما عقالنی در حوزه،منطق ،متافيزیک و دین تن ،بدهی یا بپذیری که علم به تنهایی برای تبيينِ آزادی،، اراده آزاد و حقوق مالکيت فردی کافی نيست.
نکته مهم تر این است که کنش برای آزادی — ،اعتراض هزینه ،دادن و حتی به ِخطرانداختن جان—خود بر مفهومی بنا شده که علم تجربی به تنهایی آن را اثبات نمی کند. پس آزادی خواهی، حتی در رادیکال ترین صورتِ غيردینی اش، ناگزیر بر نوعی باور پيشينی به اراده آزاد ایستاده است .