Page 321
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 321 دین در برابر خرافه و انحصار ارتباط با خدا ،در ادامه، این دستگاه فکری عرفان ،متافیزیکِ فرموله شده ،فال ،جادو ،احضار روح و هر ادعای انحصاری درباره راه ارتباط با خدا را رد می،کند زیرا در آن حوزه هيچ معيار عينی و منطقی برای تشخيص دام های شیطان وجود ندارد؛ این افراد در بهترین حالت )ممکن اگر راست بگویند، با شيطان در ارتباطند نه خداوند (مفصل تر صحبت خواهيم کرد در حالی که در نظام های صوری ،، عقل منطق، و قواعد روشن برای تشخيص فریب و بستن راه کالهبرداری وجود دارد. نتيجه نهایی این است که ،دین نه دشمن ،علم بلکه مهارکننده خودبرتربینی انسان و مانع پيوند علم و دولت عليه آزادی است؛ و بدین ،سان رهایی از+ آزادی = حقوق مالکیت دولت ، و دین همان صورت منسجم و کامل این حقيقت است. دیالکتيک، قربانی می خواهد اولين قربانی دیالکتيک، نقض حقوق مالکيت فردی، به بهانه موهومی"خير جمعی" .است مفهومی که هيچ تعریف مشخصی ندارد و هر بار رنگ عوض می کند. چرا که دائماً هر وضعيتی دارای یک آنتی تز است که خير جمعی جهش می .کند به سنتز جدید ًاز این رو دائما حقوق مالکيت فردی باید قربانی شود و بدیهی است که این قربانی گرفتن حد توقفی ندارد و قربانيان آن نيز از افراد توانمندتر اگر شروع شود به هر حال باید به ضعيف ترین ها ختم شود. دیالکتيک همان عرفانی است که در قالب مناسک های مختلف به ظاهر سکوالر در مارکسيسم کشتار می کند و در مناسک های پن هانی تر و معنوی تر، طلب قربانی های مختلف برای خير جمعی می .کند به بهانه بارش باران به عنوان خير جمعی در به طور مثال آزتک ها و مایاها، کودکان یا جوانان کشته یا قلبشان زنده زنده برای خدایان دروغينشان خارج و .اهدا می شدند. خير جمعی همواره قربانی طلب می کند و همواره از ضعيف ترین شکل خود قربانی می خواهد جنگ ها هم قربانيان .مناسک برای خير جمعی عده ای به نمایندگی دولت یا خدای زمينی آنان است عيد قربان، در این خوانش، بيش از آن که صرفاً یک مناسک عبادی باشد، حامل یک پيام عميق ضدّ جمع گرایی است. مضمون اصلی آن این است که انسان نباید به نام خدا یان دروغين ، جامعه، تاریخ، خلق، ملت، طبقه، یا هر کليت دیگری قربانی شود و ایضاً از ضعيف ترین شکل قربانی یعنی کودکان استفاده شود . خدا وند متعال در داستان ابراهيم، قربانی کردن فرزند را تأیيد نکرد، بلکه آن را متوقف کرد ، او .خط کشی واضحی برای تشخيص الهامات شيطانی از الهی به انسان داد الهاماتی که منجر به نقض آزادی و حقوق مالکيت فردی دیگران شود و طلب قربانی کند، شيطانی است. اینجا کمی به تفاوت وحی الهی و شيطانی پی می بریم اما بحث گسترده تر از آن است . از این منظر، پيام ماجرا روشن است: هيچ قدرتی حق ندارد انسان را به زور برای هدفی بيرون از اراده و مالکيت خودش قربانی کند. در برابر این منطق، دستگاه های دیالکتيکی و جمع گرا، فرد را برای «منافع بزرگ تر» قربانی می کنند. در آن ها، انسان دیگر غایت نيست؛ ابزار است. گاه ابزارِ تاریخ، گاه ابزارِ طبقه، گاه ابزارِ ملت، و گاه ابزارِ آرمان. بنابراین، تفاوت بنيادین ميان خدای ابراهيم و خدای دیالکتيک در همين جاست: خدای توحيد انسان را از قربانی شدن نجات می دهد، اما خدای دیالکتيک همواره قربانی می طلبد.