Page 152
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 152 ًآن قدر در تاریخ پاکسازی تعمدی و سيستماتيک رخ داده است که تاریخ آکادميک و رسمی که می شناسيد تقریبا یک لطيفه و جوک .است ،در امر به معروف و نهی از منکر ،رضایت طرف شنونده در پذیرا بودن شرط است اما در امر به معروف و نهی از منکر حاکمان رضایت حاکم شرط نيست بلکه مجبور است بشنود و باید بشنود! حکومت موظف است کار منکر و نقض آزادی و حقوق مالکيت نکند چرا که فقط آن است که با انواع انحصارات .قدرت و خشونت می تواند منبع گسترش تباهی و به بندگی گرفتن جامعه و نابودی آزادی شود سکس، رضایت، و نفی کنترل گری دولتی و عرفانی یکی دیگر از جنبه های کنترلی انسان، کنترل سکس و غریزه جنسی است. پر واضح است که اگر مبنا را آزادی و حقوق مالکيت فردی بدانيم طبيعتاً با سکس (به حالتی که رضایتمندی داوطلبانه طرفين مورد یقين باشد و نقض حقوق مالکيت کسی رخ ندهد در غير این صورت تجاوز است) هم نباید هيچ تناقض و کنترل انحصارگرایانه دولتی وجود داشته باشد و طبيعتاً در دین نيز به هيچ عنوان نباید چنين امری وجود داشته باشد و وجود هم ندارد بلکه در دین، مسئله سکس از جنبه حقوق مالکيت و رهایی از دولت انحصارگر بررسی شده .است که به آن خواهيم پرداخت رمانتيسيسم به مثابه عرفان مسموم جدیدِ عشق آن جنبه ای که سکس را به شکل ذهنی کنترل و مسموم می کند نيز خود جنبه ای از عرفان است. گویی که کسی در مسير رسيدن به سکس و رابطه حقيقی را مانند مثال های مشابه دیگر عرفان (حتی شبيه مثال بانک مرکزی و دستگاه چاپ پول و سير و سلوک نزدیکی )به آن .به درجه خدایی رسيده است و حاال در حال ایجاد تعریف و فرمول برای آن است باز در سير و سلوک عرفانی و سلسله مراتبی که نهایتاً سکس و عشق را به شکل کنترل توزیع قدرت و انحصار در می آورد، همه چيز به گونه ای تعریف می شود که ما آن را رمانتيسيزم .نام گذاری می کنيم رمانتيسيزم نگرشی است که احساس، تخيل، فردیت، تجربه درونی طبيعت، نبوغ شخصی، امر واال، شور، اصالت را در برابر سلطه صرف عقل، قواعد ثابت و صورت بندی های عينی برجسته می کند. در ذهن عموم غالبا به معنای عاشقانه یا احساسی به کار می رود. اما در صورت کلی تر فقط در باره عشق نيست بلکه به اصالت احساس و عظمت تخيل و نارضایتی از جهان صرفاً عقالنی به کار می رود. رمانتيسيزم خودش در خالء به وجود نيامد بلکه در شرایطی که دین (با تعریفی که در این کتاب با آن مواجه شدید) حذف شده بود، در دیالکتيکی در برابر منطق و عقالنيت بدون دین در دوران روشنگری به وجود آمد تا در یک دیالکتيک، پاسخگوی خالء معنا باشد. واکنشی به صنعتی شدن ماشينی در خالء معنای ناشی از حذف دین بود تا جهان بی روح شده را بتواند پاسخ دهد. طبيعتاً هر دو سمت این دیالکتيک از نظر من پوچ و مخرب است و دیگر تا اینجای کتاب این .مسئله به اندازه کافی قابل درک شده است،ورود این رمانتيسيزم به عشق و سکس و روابط زن و مرد ،کل مقوالت مرتبط با تشکيل رابطه سکس، ازدواج و معشوق را به گونه ای به امر واال تبدیل کرد تا در عمل همه به گونه ای از نظر فکری مسموم شوند که منتظر شاهزاده اسب سفيد باشند یا به دنبال کسی بگردند که بدون صحبت کردن ًنياز های دیگری را بفهمد و با تله پاتی یکدیگر را درک کنند یا حتما