Page 205
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 205 تا اینجا روایت جدیدی که داده ها را با تئوری به شکل سازگارتری به تصویر کشيده است مواجه شدیم که بخش افسانه ای" اسالم با زور شمشير وارد ایران شد " را رد می کند و نشان می دهد همه چيز"فقط شمشير" نبوده است و چه بسا انقالب داخلی بوده است. اما اگر تا اینجا محرز شود که حمله نظامی اعراب بيشتر چيزی شبيه جعل و تحریف و بزرگنمایی و تحریف تاریخ (مشابه28
مرداد1332 ) است و این جعل و تحریف تاریخ به هدف ناآرام ماندن و شکست تمدن ایران به عنوان تنها سنگر آزادی در برابر شيطان بوده است ؛ و برای ما اثبات شده باشد که " فقط با شمشير نبوده" ، عامل دومی که پيشران بوده چه چيزی بوده است؟ در عوامل فتح، در کنار تکنولوژی و جمعيت و ناآرامی داخلی و جنگ فرسایشی ساسانيان و روم شرقی، یک عامل دیگر به عنوان" نظریه تغيير" نياز است. چند سال پيش در تویيتی نوشتم که ایران تغيير نخواهد کرد مگر آن که یک نظریه تغيير جدیدی وجود داشته باشد که .پاسخی برای دین و ایران داشته باشد و نهایتاً قرعه به نام خودم افتاد :حاال نوبت آن است که قدرت نرم را بررسی کنيم تنها یک ایده می توانست به سرعت عالم گير شود و یک عصر طالیی جدید :رقم بزند ایده آزادی و حقوق مالکيت فردی با محوریت عدم بندگی غيرخدا و عدم پرستش حاکمان و دولت های زمان. و تنها یک ایده می توانست با حافظه تاریخی ایرانيان سازگار باشد و آن هم .تداوم مسير تکامل نظام صوری منسجم برای آزادی و حقوق مالکيت بوده است اینجا تصویر بسيار مبهم و تار ابتدای کتاب خيلی شفاف تر از قبل شده است. حضرت محمد (ص) و اهل بيت تداوم مسير تکامل تدریجی دین بودند و خاتم پيامبران آن را کامل کرد و دیگر پس از او پيامبری نخواهد آمد. اثبات این مدعا هم بر مبنای نظام های صوری منسجم اصل موضوعی است که برای یک هدف، یکتا هستند. همانطور که هندسه اقليدسی جدیدی نخواهيم داشت، پيامبر جدیدی هم نخواهيم داشت و او حرف جدیدی نخواهد داشت و در صورت فراموشی دین او، نيازی به وحی نبوی مجددی نيست و یک امانت دار اصلی دین ،و منجی با بازگو کردن آن دین خواهد آمد و همه آن قدر دین یعنی آزادی را آن قدر فراموش کرده اند که گویی او دین جدیدی .آورده است. این بخش مفصل تر پرداخته خواهد شد پيوند ایرانيان و اسالم به تدریج شروع شد و ایرانيان، به عنوان ساکنان تنها سنگر آزادی تاریخ، نسخ ه ای از دین را حفظ کردند که حافظ .آزادی و حقوق مالکيت فردی بود و نمایندگان آن نيز اهل بيت بودند (تا اینجا داشته باشيد تا این پيوند که با بسياری داستان های ساختگی ).تحریف شده است برای شما در ادامه کتاب روشن شود صد البته که بعدها هر آنچه پيشرفت و گسترش رخ داد به مدد ایرانيان بوده است و عمال وسعت جغرافيایی قلمروی خالفت عباسی که تمام امور دیوانی آن به دست ایرانيان بود، همان قلمروی مشابه هخامنشيان شده بود و پيش تر از آن نيز قلمروی امویان هم همان تداوم قلمروی جغرافيایی ساسانيان با پيشروی هایی در.قلمروی روم شرقی بود اساساً به لحاظ نظامی چنين گسترش قلمرویی از ساکنان شبه جزیره عربستان با هر منطق ژئوپليتيک غيرممکن و ناسازگار با عقل است و تنها چيزی که با عقل سازگار است این است که یک تداوم تاریخی ایرانی بوده که این بار اعراب ایرانی در آن نقش آفرینی کردند و .جمعيت تکنولوژی و همراهی ایرانيان آن را ممکن کرده است پيش تر گفتم که دو قرن سکوت ایرانيان که زرین کوب ادعا می کند با .دو قرن سرکوب اهل بيت همزمان است اگ.ر این را هم کمی باز کنيم، چندان غير قابل درک نيست ابتدا این که آخرین بررسی های