Page 423

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 423 کار رفته است ـ مثل نئاندرتال، ناتوفی، غار شووه،گوبک لی تپه همگی ابداعات مدرن هستند. ما هيچ اطالعی نداریم که سازندگان گوبک لی تپه واقعاً آن را چه می ناميدند. با ابداع خط ما شروع کردیم به شنيدن صدای تاریخ از طریق گوش بازیگرانش. هر وقت همسایگان کوشيم او را ص دا می زدند، شاید واقعاً فریاد می زدند: کوشيم این به ما می گوید که اولين اسم ثبت شده تاریخ متعلق به یک حسابدار بوده است نه نه پيامبر یا شاعر یا فاتحى کبير. این جا دقيقاً باید مکث کرد. این همان چيزی است که نشان می دهد چرا ما گهواره تمدن و آزادی بوده ایم و چرا دین این جا ظهور کرده است. ما مهد حقوق مالکيت و آزادی بوده ایم. یووال نوح ه راری، این آتئيست سوسياليست، این را تازه بد هم می داند. قدیمی ترین آرشيو نوشتاری تاریخ در تمدن های اوليه خاورميانه شامل چه بود؟ اسناد مالکیتی. پس وقتی می ،گویند خاورميانه گهواره تمدن است در واقع می گویند خاورميانه گهواره حقوق مالکيت است. قدیمی ترین کتابخانه ها و آرشيوها در خاورميانه، با قدیمی ترین لوح ،های گلی شامل اسناد مالکيت زمين ب وده اند. وقتی انسان در آن زمان به اولين مکتوباتی که رسيده است، اسناد مالکيتی بوده است، در نتيجه انسان در همان مراحل اوليه، مسيری را طی کرده است که ما در نگارش این کتاب و نظریه آزادی طی کردیم. مکتوبات یعنی همان زبان صوری و بحث های حقوقی، یعنی همان شروع"توافق داوطل بانه و آزاد " بر روی"مفاهيم عينی (آبجکتيو) و توافق پذیر" و همه این ها مستلزم این است که همه بر سر یک ميز بنشينند و در ارتباط با بنيان های معرفتی و روشی و استداللی"توافق" کنند که خود به این معناست که "جنون دیالکتيکی" را کنار گذاشته بودند و "اراده آ زاد و برابری آن در همه انسان ها را " به رسميت شناخته بودند که حاضر شدند بر سر یک ميز بر سر"اصول توافق پذیر عينی" .توافق کنند حال اگر طبق نظریه آزادی، دین را پيمان و قواعد و نظریه منسجمی برای حقوق مالکيت فردی بدانيم، طبيعی است که همزمانی" تمدن و دین" را در تاریخ پيدا کنيم. حال کسانی که این "اراده آزاد و کل این توالی تاریخی را که با نظریه رمزگشایی کردیم" ،را رد کنند ناگزیر بودند د ین را جعل کنند تا"توافق بر سر اصول عينی مالکيتی را با توهمات ذهنی و عرفانی و دیالکتيکی" نقض کنند. تعریف "کافر و مشرک" را اگر به خاطر داشته باشيد، تالش هایی برای پنهان کردن این حقایق بوده است تا یا آن را انکار کنند یا خودشان را هم ردیف موجوداتی برتر نشان د.هند که مجوز نقض حقوق مالکيتی دیگران را دارند من و یووال نوح هراری به یک داده مشترک تاریخی نگاه می کنيم، اما بنيان های تئوریک کدام یک برای توصيف روایتی سازگار از تاریخ، با عقل قابل سنجش و سازگار است؟ در واقع نظریه آزادی، یووال نوح حراری را از درجه اعتبار کالم ، روش شناسی، معرفت ،شناسی و استداللی ساقط می کند. او بر کتيبه ها و اسناد به دنبال سخنان حکيمانه می گردد حال آن که حکيمانه ترین کار همان رسيدن به فهم" ثبت اسناد حقوق مالکيت فردی" بوده است! تحریف تاریخ، حاصل همکاری دیالکتيک"پنهان کنندگان حقيقت، مانند بنيان های نظریه آزادی " است (که در واقع من رمزگشایی و کشف مجدد کردم نه آن که از صفر به آن رسيده باشم) و پو زیتيویسم است که فقط آن چه را که مشاهده کند قبول دارد و با آن"بدون یک زنجير منسجم به نام نظریه سازگار" بتواند"روایت سازی جعلی" .کند حال با روایت سازی جعلی (مشابه آن