Page 66
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 66 واکنش گرایانه است، کشتن کنشگرایانه کسی که با عقاید ما مخالف است یا ما او را نژاد پست تر می دانيم در برابر کشتن کسی که با سالح به ما حمله کرده است و واکنش گرایانه و تدافعی است). هر نوع خداناباوری ، به بندگی و بردگی گرفتن اجباری دیگران را توجيه می کند. (حکمرانی واحد پولی اجباری دولتی، ماليات اجباری بدون توافق و رضایت شخصی در هر مورد جداگانه ، تعيين تکليف برای )... دیگران و ،)تا اینجا به چرایی این سوال پرداختم که عدم باور به معاد (یکی از اصول دین در تناقض با آزادی و حقوق مالکيت انسان است و آزادی .بدون باور بستر جامعه به معاد، ناپایدار و غير ممکن است اما این به این معنا نيست که به اجبار به همه بگویيم که به معاد ایمان بياور وگرنه ... دشمن آزادی هستی و .این یکی از آن روش های مصادره دین است. همه اینا تا پایان کتاب تعيين تکليف خواهد شد توحيد به این معناست که خداوند یکی است و ما فقط بندگی خدا می کنيم. اما چيزهای مهمی در باب توحيد در بيان عمومی مصادره کنندگان دین برای مردم از قلم افتاده است و از تأکيد روی آن ها پرهيز می کردند و به نظر من کامال تعمدی است چون پادزهر اعمال خود مصادره کنندگان دین هستند. توحيد عالوه بر این که به این معناست که فقط بندگی خدا می کنيم، به این معنا نيز هست که" بندگی غير خدا هم نمی کنيم" (که این مورد را عده ای باز شرف داشتند بيان کردند) و همزمان هيچ انسان دیگری را هم به بندگی و بردگی نمی گيریم یعنی خودمان را جای خدا ب رای آنان نمی نشانيم! (این را ندیدم مدعيان دین تأکيد کنند چون پنبه والیت مطلقه فقيه که می تواند حتی حکم خدا را باطل کند را کامل می زد )، بماند که ادعاهایی می آورند که همه اش با همين یک خط پاسخ دارد خداوند در قرآن صریحاً می فرماید که اگر می خواستيم همه را هدایت می کردیم و من به انسان اراده آزاد و اختيار و انتخاب دادم و که او بتواند سرپيچی کند و اراده آزاد و اختيار انسان نقض نشود. در واقع عده ای خودشان را باالتر از خدا پنداشتند که حق سرپيچی از خودشان را به دیگر انسان ها نمی دهند چون زور اسلحه دارند. ممکن است بپ رسيد که خدا چيست و کيست که بندگی او کنيم؟ پاسخی که تا اینجای سفر به آن الزم دارید این است که" علی الحساب خداوند هرچه که هست، من و دوست و آشنا و بغل دستی و حاکم و ریيس جمهور و وزیر و وکيل و کارخانه دار و هر آن چيزی که دیده می شود نيست، پس علی الحساب تا اینجا شما اگر بندگی و بردگی هيچ انسان دیگری را نکنيد به صورت خودکار فقط بندگی خدا می کنيد. وقتی به پایان کتاب برسيد ناگهان پاسخ تمام سواالت شما در یک ثانيه .دومينو وار شروع به ریختن و تکميل می کند توحيد به مثابه اصل تضمين آزادی باور به توحيد یکی دیگر از پایه های تضمين آزادی است. این که هيچ انسانی اجازه ندارد به هيچ طری ق ی، قدرت انتخاب و اختيار دیگران را سلب کند (اگر بگویيد اآلن من انتخاب کردم دیگری را بکشم و نباید آزادی ام سلب شود پشت دستی می.خورید چرا که این مدل سوال کردن ها مناسب سن و سال شما نيست، سواالتتان را یادداشت کنيد بعد از آخرین کلمه کتاب اگر بی جواب ماندند به هر طریقی )مثل ایميل و ... بپرسيد چرا نباید سلب کند؟ چون آن وقت مقامی باالتر از خدا برای خودش قائل شده است. چرا؟ چون خود خداوند فرموده من از روح خودم در انسان دميدم و به او قدرت اختيار و انتخاب دادم در حدی که از دستورات خودم هم سرپيچی کرده و آزاد بوده است. این خيلی اصل روشنی است. یعنی هرجا قدرت انتخاب و اختيار شما سلب شده، دارید بندگی غير خدا می کنيد. هرجا هم