Page 544
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 544 ایمان عرفانی و ایمان دینی؛ دو جنس متفاوت از ایمان آنانی که در مسير عرفان رفته اند، غالباً ایمانی بر بنيان،های پوچ و عقلِ خاموش دارند؛ بر خالف مؤمنان واقعی به دین که ایمانشان بر پایه ی عقالنيت، نظام صوریِ منسجم، و امکانِ دفاعِ منطقی استوار است. این تفاوت، فقط یک تفاوتِ نظری نيست؛ تفاوتی استراتژیک و عملی است. کسی که ایمانش بر عقل بنا شده، می تواند گفت وگو کند، نقد بشنود، و اگر الزم شد، موضع خود را اصالح کند. اما کسی که ایمانش بر خاموشیِ عقل، وفاداریِ هویتی، و سلوکِ فرقه ای استوار شده، نسبتش با نقد و گفت وگو از اساس متفاوت است.
چرا تقابلِ قهری جواب نمی دهد؟ از همين رو، در برابر این عرفا ــ چه در شکل اقتصاددان، چه مرشد، چه فيلسوف، و چه هر صورتِ دیگر ــ نمی توان با راه حل ًهای صرفا تقابلی، به نتيجه رسيد. چنين برخوردی، به ویژه وقتی با جماعتی طرف باشيد که ذاتِ مسيرشان از جنس ایمان کور است، نه ًتنها لزوما جواب نمی دهد، بلکه می تواند ایمانِ آن ها را رادیکال تر کند، صبرشان را عميق تر کند، و کمينشان برای انتقام را هوشمندانه تر سازد . از طرفی خود تقابل قهری، دیالکتيکی است و آنچه در دیالکتيک تو را نکشد قوی تر می!کند اگر در حقّ آنان ناحقی شود و شما هم به گمانِ پيروزی سکوت کنيد، خطر فقط تمام نشده؛ چه بسا برای آینده، عليه خودِ شما نيز ذخيره شده باشد. این مسئله فقط یک نکته ی اخالقی یا روان شناختی نيست؛ نمونه های فردی، سياسی، و ژئوپليتيکیِ فراوانی هم دارد.
چرا؟ چون مقوله ی ایمان، بازی های مبتنی بر عقالنيتِ ابزاری را بر هم می زند. کسی که در سطحی عميق تر، با ایمانِ فرقه ای یا عرفانی حرکت می کند، لزوماً در چارچوبِ محاسباتِ عادیِ هزینه-فایده بازی نمی کند. اگر این درس هنوز آموخته نشده، بخش مهمی از دعوا از همين جا نفهميده مانده ا ست.
اگر پاسخ منطقی نداشته باشند، راه حلِ دیگر یعنی باخت برای همين است که اگر نتوانيد در برابر یک نفر با پاسخ منطقی بایستيد، هر راه حلِ دیگری که به کار ببندید، در واقع باخته اید.
اگر کسی را با طرد، تحریم، بایکوت، بی اعتنایی، یا فشارِ غيرمنطقی عقب بزنيد، اما نتوانيد صورتِ فکریِ او را بشکنيد، بازی را به او باخته اید؛ حتی اگر در ظاهر عقب نشينی کرده باشد. چون ریشه ی مسئله در ذهن و ایمانِ او دست نخورده مانده است.
در منطق نظریه آزادی ، پيروزیِ واقعی آن جاست که طرفِ مقابل نتواند در برابرِ صورت بندیِ منطقیِ شما، نقدِ منسجم، پاسخِ عقالنی، یا نظامِ بدیلِ سازگار توليد کند. از همان جا، تمام واکنش های دیگرش ــ حمله ی شخصی، تخریب، تهمت، جنجال، یا دشمنیِ عاطفی ــ به تدریج به ضررِ خودش و به نفعِ شما کار می کند.
در بلندمدت، دشمنانی که نتوانند عليه تو پاسخ منطقی توليد کنند، در نهایت تبدیل می شوند به برده های تبلیغاتیِ رایگانِ تو.
چپ بروند یا راست بيایند، در زمينِ بازیِ تو بازی می کنند.