Page 279

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 279 متخصصان، همانند مروجان دین، حق اجبار ندارند. همان گونه که اجبار در دین، دین گریزی می آورد، اجبار متخصصان نيز متخصص گریزی و علم گریزی می آورد. وظيفه متخصص، استدالل، انذار، هشدار، و اقناع است؛ نه تحميل. هر پلی که برای دورزدن اراده آزاد فرد با تخصص یا با دولت ساخته شود، دیر یا زود به پلی بدل می شود که شيطان از همان جا بازمی گردد و به همه حمله می کند.

حقوق مالکيت فرد بر بدن و مال← حق انتخاب ←

ِحق ّرد توصيه تخصصی ← نفی اجبار متخصصانه ← نفی دیکتاتوری تخصص آزادی به مثابه هجرت دائمی آزادی فقط یک وضعيت سياسی یا یک مطالبه اجتماعی نيست، بلکه نوعی هجرت دائمی است؛ هجرتی از عادت، از برچسب، از طناب هایی که دیگران با تصویرهای کهنه شان به ذهن و زندگی ما می بندند. گاهی این هجرت جغرافيایی می شود، اما حقيقت آن ذهنی است: توان بریدن از هر چيزی که انسان را از تغيير، رشد، و بازاندیشی باز می دارد. کسی که آزادتر می ،شود، ناگزیر بخشی از اطرافيان مخاطبان، و تعریف های سابق از خود را پشت سر می گذارد. در این معنا، آزادی یعنی شجاعتِ نو شدن، صراحت در گسستن از قيدهای فرسوده، و وفاداری به حقيقتی که انسان را از ت کرارِ خودِ قدیمی نجات می دهد.

إِنَّ الَّذِینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ کُنْتُمْ قَالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِی ا َلْأَرْضِ قَالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولَئِک مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَسَاءَتْ مَصِيرًا ؛ کسانى که بر خویشتن ستمکار بوده اند [وقتى] فرشتگان جانشان را مى گيرند مى گویند در چه [حال] بودید پاسخ مى دهند ما در زمين از مستضعفان بودیم مى گویند مگر زمين خدا وسيع نبود تا در آن مهاجرت کنيد پس آنان جایگاهشان دوزخ است و [دوزخ] بد سرانجامى است . مهر1403

چرا جمع گرایی در نهایت به خشونت و تروریسم می رسد چرا انتهای ایده های"جمع گرایانه و سوسياليستی و فاشيستی و کمونيستی، منتهی به تروریسم می شوند؟" سوسياليست ها همان کمونيست هایی هستند که مجال قدرتنمایی با خشونت عریان را پيدا نکرده اند. نهایتاً بر سر اصل آزادی و حقوق مالکيت فردی و اراده آزاد نمی توان تا ابد، گفت و گو کرد. کل این کتاب چنين گفت و گویی است اما آیا در انتها همه کسانی که می خوانند، به آزاد ی و حقوق مالکيت فردی پایبند می شوند؟ آیا کسانی که حقوق مالکيت فردی را قبول ندارند اساساً این کتاب را می خوانند؟ آیا همه کسانی که می خوانند و ذی نفع نقض حقوق مالک يت فردی هستند، از سلطه و قدرتی که بر اساس شایستگی و رقابت به دست نياورده اند، می گذرند؟ جواب این سواالت مشخص است. به محض این که سوسياليست ها، امکان ماليات گيری اجباری (برای مفت خوری) را به دست آورند، سراغ نقض حقوق مالکيت فردی شما می آیند (شما را به بندگی و بردگی بگيرند از طریق تصرف اجباری بر بخشی یا همه حاصل دسترنج زندگی شما یا اجبار شما به انجام کاری که نمی خواهيد). در آن صورت عکس العمل شما چيست؟ می پذیرید؟ خدعه می