Page 199

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 199 حال از شواهد و قرائن فيزیکی مانند سنگ نبشته ها و کتيبه ها و کاخ ها بگذریم، شواهد ی را بررسی کنيم که هيچ کس دیگری در :تاریخ، برای بررسی و رمزگشایی از تاریخ از آنان استفاده نکرده است، به خصوص برای پاسخ به این دست سواالت بررسی کردیم که چه بستر نهادی و فرهنگی نياز است تا آزادی و حقوق مالکيت فردی تثبيت شود. از فرهنگ اهميت گرسنه نخوابيدن همسایه تا کمک های داوطلبانه تا اهميت نهاد خانواده و اهميت تثبيت حقوق مالکيت برای زن (خواهش می کنم نواقص حاصل از تحریف دین و مداخالت دولتی عليه زنان در امروزه را رها کنيد و نظریه را بررسی کنيم) و ارزش بودن ایستادگی تا پای جان در راه دفاع آزادی و حقوق مالکيت خود و همنوعان، تا تعریف ملت بودن ایرانيان که مستقل از نژاد و رنگ و زبان و عقيده است و مهمان نوازی که مروج تجارت آزاد است و سيل زیادی از فرهنگ ایرانی که مفصل بررسی کردیم و باز هم خواهيم کرد که همه آنان مسئوليت پذیری هایی بودند برای رهایی از دولت انحصارگر خشونت و در راه تثبيت آزادی و حقوق مالکيت فردی. این شواهد که به صورت یکجا با این .ميزان از خلوص و بسامد باال فقط در ایران به شکل منحصر به فردی وجود دارد و که من به آن سرزمين آزادگان می گویم حال دوباره با" تقدم نظریه بر داده" این شواهد را با نخ تسبيح نظریه آزادی-دین- :ایران به یکدیگر وصل کنيم و نتيجه گيری کنيم ،به یقين می توان نتيجه گرفت که ميان تمام ملت های زنده جهان با توجه به روند تمدن و شکل گيری مسئله آزادی و حقوق مالکيت فردی و نهادینه شدن آن به شکل فرهنگی در تمام سنت ها و ادبيات و فرهنگ یک ملت، قطعاً بيشترین تجربه زیست از نظر زمانی را در نظمی داشته اند که در آن دولت انحصارگر وجود نداشته است یا بسيار محدود بوده است و برای امکان اجرای آن، دین به عنوان پيمان .آزادی و تنها نظام صوری منسجم آن را هم به شکل بستر فرهنگی در تار و پود خود درونی سازی کرده بودند به یقين می توان نتيجه گرفت اگر چندین قرن و حتی بيش از هزار سال، ایرانيان مورد تاخت و تازهای مختلف ملت های دیگر بوده اند و برای بيش از هزار ،سال، به هر شکلی چه به صورت نظری در فلسفه و عرفان و چه در بحث حکومتی و چه در بحث تحریف تاریخ مورد تهاجم برای فراموشی مفهوم آزادی بوده اند، باز هم این آزادی خواهی از تار و پود فرهنگ و سنت ها و ارزش های ملی آنان حذف نشده است و این مهم ترین دليلی است که ایرانی بودن پر معناترین چيزی است که در مفاهيم سياسی ،و فرهنگی یک نفر در سطح جهان می تواند به .آن ببالد در واقع منشور آزادی کوروش کبير هخامنشی، نه یک مبد أیی یک شبه بلکه خودش حاصل هزاران سال تجربه تدریجی در تاریخ است و عقل من بر اساس نظریات تفکر سيستمی قبول نمی کند که آن منشور تاریخی، حاصل چند سال یا چند دهه یا حتی چند قرن تجربه تمدنی باشد بلکه بسيار بيشتر از آن است و .نبود شواهد پوزیتيویستی دليل بر عدم وجود آنان نيست که آن شواهد هم به باور من در تاخت و تازهای بسياری از بين رفته یا زیر خروارها خاک در انتظار پيدا شدن توسط ماست و به این دليل است که هربار یک تپه باستانی توسط جمهوری اسالمی تخریب می شود گویی به تمام صورت و چشم من با .تيغ خراش می اندازند م نشور آزادی کوروش کبير، درک معنای یک پادشاه از مفهوم آزادی است. نحوه تأ سيس شاهنشاهی هخامنشيان هم به استناد شواهد تاریخی، حاصل توافقات منطقه ای مبنی بر پيمان بستن با موسس این سلسله برای داشتن یک پيمان دفاع مشترک است و حتی سکونتگاه ها و اقوام ی بودند که آزادانه انتخاب می کردند که به این ارتش نپيوندند اما پادشاه هخامنشی را به رسميت بشناسند. مبنای تأسيس پادشاهی هخامنشيان هم" توافق اجتماعی