Page 566
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 566 اسمش را می ،گذارند سلوک اسمش را می گذارند وظيفه ی شهروندی. ترس، مهر، فقر، و نياز به دولت یکی از نتایج مهم این نظریه آن است که آزادی فقط به قانون و بازار وابسته نيست؛ به جهت گيریِ ترس در جانِ انسان ها هم وابسته است. اگر ترسِ انسان ها به جای آن که فقط متوجه خدا باشد، در روابط انسانی پخش شود، جامعه نامهربان تر می شود. و جامعه ای که در آن مهر کاهش یابد، کمک های داوطلبانه نيز کاهش می یابد.
این نکته از نظر اجتماعی و اقتصادی بسيار مهم است. همه فقرا محصول تنبلی یا کم کاری در بازار نيستند . بسياری از انسان ها در اثر ،بيماری ،حادثه ،جنگ فروپاشی ،خانوادگی یا مصيبت های بيرون از اختيار ،خود به فقر می افتند .اگر در چنين جامعه ای ترس زیاد باشد و مهر ،کم آن شبکه ِکمک داوطلبانه که می تواند این انسان ها را دوباره به زندگی ،بازگرداند ضعيف می شود یا از ميان می رود. ،در نتيجه فقر انباشته می شود.
رشدِ فقر، خود یکی از مهم ترین عواملِ به وجودآمدنِ ضرورتِ ظاهریِ دولت و افزایشِ مداخالتِ دولتی است. از این جا، سنگ بنای تهدیدِ آزادی و حقوق مالکيت گذاشته می شود: مردمی که از هم می ترسند، کمتر به هم کمک می کنند؛ وقتی کمتر به هم کمک کنند، فقر بيشتر می شود؛ وقتی فقر بيشتر شود، دولت با وعده نجات وارد می شود؛ و وقتی دولت وارد شد، آزادی عقب می نشيند.
اما خودِ دولت نيز این چرخه را تشدید می کند. دولت با تورم، ماليات، ناامنی سازی، توليدِ جنگ، و ترساندنِ شهروندان به بهانه حفظ ،امنيت هم ترس را بيشتر می کند و هم فقر را. سپس همان چيزی را که خود خراب کرده، به صورت مخدرِ «امنيتِ دولتی» به مردم می فروشد تا آنان را بيشتر به خود وابسته کند.
از همين جاست که اهميتِ اصلِ محوریِ نظریه روشن می شود : اگر قانون اول آزادی، عدمِ بندگیِ غيرخدا باشد، پس خدا باید تنها موجودی باشد که ترس از او معنا دارد. وقتی انسان فقط از خدا بترسد، ترس از روابط انسانی، از دولت، از اکثریت، از مرشد، و از خدایان زمينی فروکش می کند. و وقتی این ترس ها فروکش کرد، مهر افزایش می یابد، کمک داوطلبانه جان می گيرد، فقر کمتر می ِشود، و بستر دفاع از آزادی و حقوق مالکيت امکان پذیر می گردد.