Page 598

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 598 .اندازه ذره ای را انتخاب کنی اگر مثالً قرار است در نتيجه یک الهاماتی ،، حقوق مالکيت کسی را نقض کنی یا اخالق را زیر پا بگذاری این کار را نکن؛ چون آن الهام، شيطانی است. هرچه بيشتر این کار را نکنی، آن الهامات شيطانی کمتر می آیند؛ بلکه اساساً راهشان قفل می شود. در مقابل، آن الهامات الهی که مدام به تو سيگنال های مثبت می دهند و تو در شلوغیِ الهامات شيطانی آن ها را نمی بينی، بيشتر آشکار می شوند. یعنی ماجرا اساساً شبيه یک نظام پيشنهاددهی یا recommendation system است؛ چيزی شبيه گوگل. تمثیل الگوریتمی: ذهن، مثل سیستم توصیه گر اکسپلور اینستاگرام را ببينيد: اگر هميشه مزخرفات و چيزهای بيهوده ببينی، باز هم همان مزخرفات را به تو نشان می دهد و تو در همان چرندیات گم می شوی. اما اگر تشخيص بدهی که این ها مزخرف اند، دیگر آن ها را نبينی، باز نکنی، و بر اساسشان عمل نکنی، سيستم هم دیگر آن ها را برایت نمی فرستد. در نتيجه، آن سيگنال های متعدد و آن پست هایی که مدام به تو recommend می کرد، حذف می شوند و به جای آن ها سيگنال های خوب می گيری؛ یعنی recommendationهای خوب می .گيری. اینجا هم ماجرا همين است تو یک عالمه سيگنال الهی می گيری. همه آدم ها نو عی ندای درونی می گيرند؛ اما آن قدر الهامات شيطانی نيز به آن ها می رسد که آن نداهای درست را نمی شنوند. مثل این است که وسط یک مهمانی شلوغ و پرسر و صدا باشی و کسی آنجا با تن صدای عادی بخواهد تو را راهنمایی کند، اما تو صدایش را نشنوی. اول باید این شلوغی ها را کم کنی تا صدای راهنما شنيده شود. فرمول حذف این شلوغی ها هم ساده است و ب ا تکيه بر وحی نبوی مبتنی است: رعایت حقوق مالکيت فردی و حقوق الهی، که همان خمس و زکات و انفاق و نماز و روزه است.

نکته مهم این است که این فرایند، نه به معنای ادعای مقام ویژه برای انسان است و نه به معنای آن است که هر احساسی را باید الهی دانست. برعکس، سخن این است که اگر انسان بر اساس وحی نبوی، راهِ تعدی، ظلم، نقض حقوق دیگران، و وسوسه های آلوده به خودخواهی را ببندد، آن ازدحام سيگنال های شيطانی کمتر می شود و امکان تشخيص الهامات سالم بيشتر می گردد . اگر برای نقض حق الناس باب هيچ توجيهی برای خودت باز نکنی و صبوری کنی، دو راهی هایی که هر دو نتيجه نقض حقوق دیگران دارند کمتر و کمتر می شوند . در چنين وضعی، انسان نه از سر توهمِ برت ری، بلکه از سر پاک ترشدن ميدان ادراک خود، بهتر می تواند آن جهت گيری های مثبتی را ببيند که او را به صبر، خير، کمک، انفاق، احتياط، و عمل درست سوق می دهند. من در زندگی شخصی خودم به الهاماتی که نقض حقوق مالکيت فردی دیگران را به هيچ وجه در حد سر سوزنی ندارند و یک قدم و گام مثبت و سازنده و آبادگری در آن است توجه می کنم. بسياری از بخش های این نظریه را هم به همين شکل توانستم تکميل کنم چرا که با این مسير تمام مسيرهای معرفت شناسی شما از خرد و حواس پنجگانه و قلب شما شفاف تر می شود و ناگهان در یک گفت و گو و بحث نشانه ه ای حل مسئله مانند خرده نان هایی بر روی زمين در جنگل خودشان را نمایان می کنند و مسير پيدا می شود. اصرار بر حفظ حقوق مالکيت فردی دیگران و امتناع نسبت به هر دو راهی که به شکلی آن نقض را توجيه کند، انسان را هوشيارتر و تيزبين تر می کند و این یک فرمول عمومی و مبتنی بر دین و وحی نبوی است و هيچ بخش انحصاری برای آموزش در پستوها ندارد و مختص به هيچ فردی نيست و هيچ استثنایی در آن نيست و هيچ .مسير عرفانی باطلی نياز ندارد