Page 682

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 682 .یا تالش مردم برای سقوط آنان بوده است بدل دینی آن نيز امام یا ولی بود که وظيفه اش صرفاً حفاظت از تماميت ارضی، فرماندهی دفاعی، قضاوت عادالنه، و صدور فرمان دفاع در برابر متجاوز بود. سایر نيازهای جامعه در بازار تأمين می شد.

نتيجه سياسی نظریه و بازگشت به اصول ایران و دین به همين دليل است که می گویم آینده ایران، نظریه آزادی من است . در نهایت راهی جز بازگشت به اص ول تمدن ایران و دین، یعنی دفاع از آزادی فردی و حقوق مالکيت، نخواهد داشت. تفاوتی بين این نيست که ما به مفهوم نهاد امامت یا نهاد پادشاهی برگردیم ، باز همين قاعده برقرار است: نهاد پاد شاهی یا امامت فقط باید حافظ تماميت ارضی و حقوق مالکيت فردی مردم باشد و سایر نيازها باید از طریق بازار تأمين شود . ،پس آخرین چيزی که ایران نياز دارد مدل حکمرانی منسجم مبتنی بر نظریه آزادی است. نه دیکتاتوری، نه دموکراسی غربی چهارساله، و نه حتی پادشاهی مشروطه به معنای رایجش، پاسخ نهایی نيستند. ممکن است شروع کار با یکی از این ها باشد و نزدیک ترین چيزی که به گوش مردم آشناتر است باشد تا آن" اصل عدم هرج و مرج و تغيير انقالبی و فروپاشی نظم مستقر که در بخش لغو برده .داری در اسالم گفتم، رخ ندهد" و یک گذار از یک نظم مبتنی بر برده داری دولتی کنونی به نظم لغو برده داری بدون از بين بردن نظم اجتماعی مستقر، شکل بگيرد و طبق اصول حقوق م.الکيت فردی هدایت شود اما اگر قرار باشد به الگوی اصيل برسيم، باید در نهایت به مدل دیگری برسيم.

نقد دموکراسی دوره ای ، دیکتاتوری، جمهوری، مشروطه و حزب بازی ضعف دیکتاتوری روشن است ، تشکيل حلقه چاپلوسان و فساد و تدریجاً کور شدن حاکم به حقایق و نتيجه آن این است که سقوط آنان و رهایی افراد جامه از آنان به شدت راحت تر از هر مدل دیگری است که بنيان انحصارگری خشونت دولتی و قدرت را به مفاهيم دیالکتيکی دیگر مانند دموکراسی و صندوق رأی می دهند . اما تفاوت بنيادینی ميان مفهوم پادشاهی در ایران، کينگ و سلطان وجود دارد .که جا دارد به آن بپردازیم اگر این دیکتاتوری ها، موروثی باشند ، مانند خاندان های پادشاهی ، دست کم از حيث"مالکيتی " نسبت به مدل های غير موروثی و .دموکراتيک ارجحيت بسيار بيشتری دارند .عقل ایرانی در کهن ترین تمدن کره زمين این را درک کرده است چرا که دست کم احساس مالکيتی روی یک کشور دارند . به قول معروف" مالی که صاحب ندارد خراب می شود، یا به قول بسياری از ایرانيان، کشور که شاه ندارد .حساب کتاب ندارد" در این مدل ها رضایت و آبادانی بلند مدتی که
پادشاهان برای راحت تر بودن حکمرانی فرزندانشان به ارث می گذارند ؛ و یا تالشی که برای آبرومند کردن نام و اصالت خانوادگيشان برای ثبت در تاریخ می کنند ، باعث می شود که انباشت بحران .ها تدریجی صورت بگيرد و خيلی دیرتر بروز کند و در موقع بروز خيلی کمتر آسيب بزند به هر حال کم کم پادشاهان بعد از چند نسل از موسسان اوليه، راحت طلب تر و خوش گذران تر و فاسد تر می شوند و در نتيجه افراد راحت طلب و خوش گذران و فاسد و چاپلوس