Page 345

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 345 ِدر خوانشِ نظریه آزادی، هرجا ساختاری برای خود حقِ تصرفِ قهری در جان و مال و اختيارِ دیگران قائل شود، در ساحتِ عمل، وارد جبهه ی کفر و شرکِ سياسی شده است. از این رو، دولتی که با بهانه ی جنگ، امنيت، یا خيرِ جمعی، به خود حق بدهد حقيقت را پنهان ِکند، مالکيت را متزلزل کند، بازار را به نفعِ نزدیکانِ خود بازچينی کند، و جامعه را زیرِ نظارت و اضطرار نگه دارد، صرفاً یک مدیر ناکارآمد نيست؛ چنين دولتی در حالِ بازی کردنِ نقشِ همان خدای زمينیِ جعلی است که نظریه آزادی آن را صورتِ مدرنِ شيطان می داند.

پس اگر امروز به بسياری از دسيسه های آشکار، برچسبِ «تئوری توطئه» زده می شود، علت روشن است : این برچسب، خود بخشی از سازوکارِ دفاعیِ همان ساختارهاست. هرچه مردم کمتر درباره ی نقشِ دولت، نقشِ جنگ، نقشِ انحصار، و نقشِ بنگاه های بزرگِ نزدیک به قدرت حرف بزنند، دستِ ساختار برای ادامه ی همان بازی بازتر می ماند. اما وقتی این منطق یک بار دیده شود، دیگر نمی توان به سادگی آن را پنهان کرد :جنگ، فقط آتش و ویرانی نمی آورد؛ جنگ، تمرکزِ بازار و قدرت را هم شتاب می دهد.

و دولت، فقط به بهانه ی جنگ بزرگ نمی شود؛ از دلِ جنگ، برای ب زرگ تر شدنِ خود تغذیه هم می کند. نکته جالب تر این است که مخالفان جنگ ها هم در این دیالکتيک، خودشان دیالکتيکی هستند، عمدتاً گروه های سوسياليست و کمونيست هستند و مشکلشان این نيست که با جنگ مشکل بنيادی دارند، بلکه مشکلشان این است که چرا کسی که از آنان قوی تر است در حال پيروزی در یک جنگ است و چرا خودشان زورشان به جنگيدن و پيروز شدن نمی .رسد ،از این منظر، من بر اساس نظریه آزادی، در ضد جنگ بودن موضع مبتنی بر حقوق مالکيت فردی که منبعث از دین آزادی خواهان است دارم و هيچ گاه با هيچ گروه دیالکتيکی من جمله سوسياليست ها و فمينيست ها و فعاالن کاسب همين نظم شيطانی جهان همراهی نخواهم کرد. مضاف بر این که در جنگ بين دو ساختار دیالکتيکی نيز کنار می ایستم. برای من فقط یک موضع دفاعی مبتنی بر حقوق مالکيت فردی اهميت دارد و آن هم زمانی رخ می دهد که ساختارهای دیالکتيکی دولت ها عليه آزادی خواهان واقعی مبتنی بر نظریه آزادی وارد تهاجم می .شوند دولتِ متمرکز و پنهان کار← جنگ ←

ِحذف ِرقابت خرد ←

ِسود بنگاه های بزرگ ←

ِتضعيف آزادی اعالن جنگ با خدا اولین جنگی که باید متوقف شود، اعالن جنگ مستقیم با خداست: تورم و ربا در بانکداری. این جنگ که متوقف شود، بقیه جنگ ها هم شروع به سقوط می کنند. ربای اجباری بانک های ،مرکزی که ما نیز ،داریم بر بنیان خدای جعلی دیالکتیکی ساخته
شده
است و زیرساخت
زنجیروار
همه گناهانی است
که انسان
ها
به
سمت
آن اجبار می شوند .