Page 521
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 521 به همين دليل است که می گویم همه چيز برای بلند شدن دوباره ی ایران فراهم است: نظریه حاضر است، منابعِ فهمِ آن در حال گسترش ،اند و تأیيداتِ داده محورِ آن نيز زیر خاک ایران نهفته اند. آن چه باقی می .ماند، تقدیر الهی و تصميم مردم ایران است ليبراليسم و مکتب اتریش؛ در حدِ مقدمات ليبراليسم، محافظه کاریِ غربی، و مکتب اتریش، در بهترین حالت، برای من در حدِ دروسِ دبستان و دبيرستان اند. این حرف به معنای بی ارزش بودنِ مطلقِ آن ها نيست؛ اتفاقاً بخش هایی از آن ها خوب اند، مفيدند، و به حقيقت نزدیک شده اند. اما نباید روی این پله های ميانی ترمز کرد و خيال کرد راهِ سعادت را آن ها به ما نشان داده .اند نظریه آزادی هم تصریح دارد که مکتب اتریش و ليبرتارینيسم و ليبراليسم کالسيک، بدون اصولِ منسجمِ دین، نظام صوریِ سازگار برای آزادی و حقوق مالکيت ارائه نمی کنند و همه برش های ناقصی از آن چيزی اند که این نظریه می خواهد کامل کند. مفهومِ ایران و مفهومِ دین، غایتِ چيزی است که از خواندنِ جان الک، ميزس، و امثال آن ها باید به آن برسيد. اگر کسی در همان پله های غربی متوقف شود، هنوز به مقصد نرسيده است. ما در طول تاریخ، پله های ميانیِ رسيدن به این غایت را گم کرده ایم. ما یک باره به پله ی آخر نرسيده بودیم؛ فقط زودتر از دیگران به آن نزدیک شده بودیم و بعد، زیر ضربِ تحریفِ تاریخ، عرفان، و دولت، آن مسير از دست رفت.
برای همين است که نباید خيال کرد راهِ سعادت را دیگران به ما یاد داده .اند و ما فقط شاگردانِ متأخرِ الک، اسميت، یا ميزس هستيم برعکس، در منطق این نظریه، آن چه غرب در حدِ نسخه های مدرسه ای و ناقص لمس کرده، ریشه اش پيش تر و عميق تر در مفهومِ ایران و .دین حضور داشته است مفهوم ایران و مفهوم دین، غایتِ چیزی است که از خواندن جان الک و میزس باید به آن رسید ، و ما پله های ميانی را گم کرده ایم . بنیان های ضد حقوق مالکیت فردی فقط در اقتصاد و بازار که لیبرالیسم کالسیک غربی و مکتب اتریش به آن می پردازند خالصه نمی شود و این مکاتب هیچ پاسخی برای این بخش عمیق و پنهان بنیان های مکاتبی که منجر به نقض آزادی و حقوق مالکیت فردی می شوند ندارند. شاید در برابر سوسیالیسم پاسخی داشته باشند اما در برابر پدر و مادر آن یعنی عرفان، خلع سالح کامل هستند و به همین دلیل در خالء معنا، تمام عرصه بازار و اقتصاد را هم .خواهند باخت از همين جا است که فرقِ من با ليبرالِ غرب زده روشن می شود. من نمی گویم با خواندنِ چند کتاب غربی به آزادی می رسيم؛ می گویم آن ها، در بهترین حالت، شما را تا آستانه ی فهمِ چيزی می آورند که در مفهومِ ایران و در دینِ اصيل، بسيار عظيم تر و منسجم تر حضور دارد. خودِ اصل کتاب نيز همين نسبت را تثبيت کرده است: راه آزادی در ایران ناگزیر باید از دو مفهوم عبور کند؛ ایران و اسالم به روایت اهل بیت. و پياده کردنِ نسخه ی خامِ ليبراليسم غربی در ایران، پرهزینه و خونين است و به ضد خود آزادی و حقوق مالکيت فردی و سلطه دولت انحصارگ رای گسترده تر و توتاليترتر و فاشيستی منتهی می .شود