Page 59

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 59 به لحاظ اصول منطق، کسانی که نمی توانند شرح دقيق دهند که خودآگاهی چيست و از کجا آمده است، نمی توانند بگویند که بعد از مرگ هم چه خواهد شد. حاال او می خواهد کریس هيچنز باشد یا هاوکينگ باشد یا ریچارد داوکينز. تمام حرف هایشان، شرح هایيست بر اساس"تعداد زیادی اص ول موضوعه یا آکسيوم های اثبات ناپذیر" و فقط چون زیباست و شيک است و به نظر علمی می رسد پرستيژ بيشتری دارند. در این کتاب یا مباحث آتی مفصال به نقد آن ها خواهيم پرداخت. چرا که نمی دانم اساساً در این ميانه جنگ و نبود اینترنت به همه این موارد برسم یا نه. اما از نظر اصول منطق، فرقی با سایر گزاره های اثبات ناپذیر ندارند و از همه بدتر این که امکان توليد" یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی" هم ندارند! همين که شما نتوانيد نظریه خودتان را در قالب یک نظام صوری منسجم اصل موضوعی بيان کنيد یعنی کشک. اساساً به همين دليل اکثریت قریب به اتفاق و اگر نگویيم همه نظریه های حوزه های علوم انسانی و مباحث هستی شناسی و عرفان .اتالف کاغذ هستند و به درد برپا کردن آتش چهارشنبه سوری می خورند رفاه به عنوان جایگزین موقتِ دین و آغاز بحران منابع اما هنوز کار ما تمام نشده، چرا مثال نروژ یا سویيس یا امارات متحده عربی، شما یک شی گرانقيمت را در یک مکان عمومی بگذاری و ماه دیگر برگردی هنوز سر جایش هست ،؟ چون خال اصول اثبات ناپذیری مثل خدا و معاد" ًموقتا" با"رفاه و توسعه" جبران شده اند. در .واقع دزدی، تأثير خاصی در کيفيت زندگی تضمين شده شما در عمر هشتاد نود ساله شما نمی گذارد. مشکل اینجا شروع می شود در تمام تاریخ، زمين به قدری بکر و گسترده بود که انسان خال ایده و دانش داشت. اگر ایده ای ایجاد می شد، زمين سخاوتمندانه همه چيز برای تحقق آن داشت. به همين دليل خداناباوران همواره در ادعای خودشان موفق عمل می کردند. چون می توانستند بدون دین، رفاه و ارزش خلق کنند. جمهوری اسالمی هم مادامی که می توانست نفت بی حساب و کتاب بفروشد، در تمام منطقه خاورميانه نفوذ موفق داشت و دهان مخالفان را در داخل می بست و خالصه خودش را حفظ کرده بود. اما برای اولين بار در تاریخ، ما در چنين وضعيتی نيستيم و زمين دیگر سخاوت گذشته را ندارد ، نه اینکه مشکل همين امسال یا ده سال آینده خودش را نشان دهد، شاید دویست سال دیگه نشان دهد اما دست کم با قدمت مکتوبات بشری اگر تاریخ را حساب کنيم، دیگر در چند درصد پایانی هستيم ولی نمی دانيم زمان آن بحران ها چه زمانيست.، خيلی وقت است ميانه را رد کرده ایم .سرعت مصرف منابع معدنی زمين، دو برابر سرعت اکتشافات جدید شده است برای رشد و توسعه، جای بکری نمانده و همه جای کره زمين خط کشی و مرز بندی شده و یک نيروی نظامی یا دولت یا مافيا هم آنجا امور منابع را در اختيار دارد. تا سال ها، قطعات تراشه های شرکت انویدیا پيش فروش شده است، هوش مصنوعی برای توسعه دیگر کمبود ایده و دانش ندارد! کمبود سخت افزار و انرژی دارد و هر چقدر به منابع فلزات کمياب زمين دست درازی کنيم و هر چقدر نفت و گاز بسوزانيم با ز در رقابت شاید الزم باشد لنگه کفشمان را هم بسوزانيم و از مصرف برق روزمره خودمان کم کنيم تا سرورهای هوش مصنوعی شرکت ما یا کشور ما :نسبت به رقبا بهتر و سریع تر و قوی تر کار کند. به صورت خالصه قبال تعادل ترازو به سمت زیاد بودن منابع و کمبود ایده و فکر و دانش سنگينی می کرد، امروز ترازو به سمت کمبود منابع و اضافه بودن !ایده ها سنگينی می کند