Page 646

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 646 از این رو، ابهامِ روشمند در بابِ زمان و نشانه ها، در خوانش نظریه آزادی، شبيه نوعیfalse flag الهی علیه دولت ِها و مدعیان سلطه عمل می کند. نه به این معنا که خداوند فریب کار است؛ بلکه به این معنا که راهِ سوءاستفاده ی ساختارهای قدرت از آخرالزمان را می بندد. یعنی همان طور که در تاریخ، دولت ها و فرقه ها می کوشند با پرچم، شعار، جنگ، و اضطرار، انسان ،ها را بسيج و برده کنند روایاتِ محکمِ ضدّ تعيين وقت، این بازی را از بيخ مختل می کنند. اما نکته جالب این است که اساساً چون در هيچ زمانی جز دوران حضرت محمد (ص) و والیت حضرت علی (ع) ساختار نهاد حاکميتی غير دیالکتيکی و معصوم نداشته ایم و همه حکومت های بعدی و قبلی، بر بنيان دیالکتيکی بوده اند، دقيقاً در هر زمانی هميشه و هر وقت می توان مانند خط روایت این کتاب، توصيفاتی پيدا کرد که از آن برداشت آخرالزمان شود . آنچه که قطعی است خود وعده صادق ظهور است و آن چه که قطعی است این است که به هر حال هر چه زمان به جلو برود منطقاً به آخر الزمان نزدیک تر می شویم ولی وقتی انتهای آن نامشخص است اساساً همواره و در ه!ر زمانی در حال نزدیکی به ظهور هستيم :پس به طور خالصه ،در تاریخ به جز دو مقطع زمانی در زمان حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع)، همه حکومت ها و نظم اجتماعی دیالکتیکی بوده است ، خروجی آن نظم دیالکتیکی این است که همواره نشانه هایی وجود دارد که از آن برداشت آخرالزمان کرد، همواره هم به دلیل گذر رو به جلوی زمان به وقت ظهور نزدیک تر می شویم اما زمان مقصد .نامشخص است ًو در نتیجه: این که تعیین کنندگان وقت دروغگو هستند بسیار منطقی و قابل فهم است و واقعا .هرکس زمان تعیین کند فراتر از دروغگو که شیاد است در همين چارچوب است که زیادشدنِ پرچم ها، زیادشدنِ جنگ ها، و عالم گيرشدنِ فساد، در نظریه آزادی فقط «عالمت» نيستند؛ بلکه پيامدهای طبيعیِ جهانِ دیالکتيکی، عرفانی، و دولت زده اند.

وقتی انسان ها از حقوق مالکيت و آزادی دور می ،شوند وقتی دولت ها منابع را مشاع و قابلِ غصب می،کنند وقتی انرژی، آب، پول، و امنيت به گروگانِ قدرت درمی ،آیند وقتی شهرها عمودی، متراکم، و سلطه پذیر می ،شوند وقتی پرچم ها فراوان می شوند و هر کس برای خود راه نجاتِ جمعی می،فروشد طبيعی است که جنگ زیاد شود و فساد عالم گير شود.

از این منظر، آنچه در روایات به صورتِ پرچم های فراوان، فتنه های بسيار، جنگ،های متکثر، و فسادِ گسترده توصيف شده در نظریه آزادی، صورتِ رواییِ همان جهانی است که در بخش های قبلی با زبانِ حقوق مالکيت، دولت، عرفان، و دیالکتيک توضيح داده شده است. پس این نشانه ها را باید فهميد، اما نه برای تعيين وقت و بازی در زمينِ مدعيان؛ بلکه برای این که فریبِ پرچم های دروغين را نخوریم.