Page 442
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 442 وارونگی تاریخی: این دین نبود که برده داری را ساخت ! در واقع شيطان یک بار دیگر تاریخ را وارونه کرده است به همين قاعده،ساده این دین نبوده که به بردگی گرفتن کفار جنگ طلب را عادی سازی کند؛ بلکه این کفار بودند که این توافق را در قالب توحيد نپذیرفتند . عامل برده داری دین نبوده است! برده داری مسئله ای تحميلی از کفار و مشرکان به دین بوده است و دین عاقالنه ترین و منسجم ترین راه حل ممکن را برای لغو برده داری پيشنهاد داده است! ببينيد شيطان چطور جا انداخته است که اسالم برده داری را مجاز کرده است! واقعاً شگفت.ا از این همه وارونگی هایی که ابليس در ذهن انسان ها ایجاد کرده است آزاد کردن برده، آموزش آزادی، و امام سجاد تک تک اهل بيت، بخشی از آن مسير"هدایت " از مرحله"خواست به واقعيت" یا "هست به باید" با ویژگی های گفته شده که به ضد .خود آزادی منجر نشود هستند رسول خدا )(ص فرمود" هر کس برده مؤمنی را آزاد کند، این عملش باعث آزادی او از آتش جهنم خواهد شد." در این جا آزادی برده فقط یک عمل حقوقی نيست؛ با آموزش آزادی، با آگاه کردن، و با تغيير وضعيت اطاعت از مالک برده آغاز می شود.
امام سجاد
)(ع کار می ،کرد
تجارت می کرد، پول در می
آورد، برده می خرید، و به برده
ها آموزش آزادی می
داد.
یکی از آن برده های
آزادشده شد ابوحمزه ثمالی.
پس شما هم کار کنيد، آموزش بدهيد، برده
ها را آزاد کنيد.
خالی
خالی نمی توانيد برده
ها را آزاد کنيد.
من
هم دارم آموزش آزادی می
دهم.
چرا دین به زبان عربی برای ایرانيان امروز مفيدتر است؟
من دین به زبان عربی را برای ایرانيان امروز خوب می دانم. چون ما را در برابر صورت مسئله بزرگی قرار داد که به هر حال جمعيت بسيار
زیادی حتی در این شرایط که به نام دین آسيب زده اند، متدین هستند و دین آن ها به زبان عربی است و باید با آن ها چه کار کرد؟ ضد
دین ها و یا دین گریزها ،که بيشتر آنان به دليل دین دولتی و آسيب های جبران ناپذیر جانی و معنوی و مالی که متحمل شده اند راهی
.جز رهایی از دین را نيافتند و مقصر هم نيستند و واقعاً راهی تا قبل از نظریه آزادی وجود نداشت
اما این صورت مسئله همه را درگير
کرده است. نمی.توان برادر کشی کرد یا عقاید افراد را با اجبار تغيير داد
این شد که برای من این سوال تضادی درست کرد و بعد از سال
ها منجر به یافتن حقيقت و نوشتن نظریه آزادی شد. دین به زبان عربی را بيشتر ترجيح می
دهم، چون خودش واکسنی می شود که
ایران دوستی ایرانيان تبدیل به نازیسم و فاشيسم نشود. اگر دین ایرانيان هم ،به زبان فارسی بود بحران های ما در خاورميانه دائم تغيير شکل
می
دانند اما تضاد دیالکتيکی همواره برقرار می .ماند
اساساً برای دیگرستيزی همه جور بهانه را داشتيم.
ولی االن د ست کم در ذات مان نهادینه شده که دیگرستيزی نداشته باشيم، و نداریم هم. برای همين نازیسم و فاشيسم اساساً به ایرانيان نمی چسبد. جغرافيای کهن ایران از فرات تا فرا رودان نيز سرشار از تنوع است و حال اگر دین هم به زبان عربی باشد، نفی ایرانی بودن که