Page 219

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 219 داد و فرزندان به آن اضافه می شوند و تالش شما برای آبادگری در آن زمين و آن مجموعه مالکيتی که متعلق به شما و خانواده شماست فقط به رضایت بلند مدت شما محدود نمی شود بلکه به پس از مرگ خود و لذت و رضایت فرزندان و نوه های خود هم می اندیشيد. در واقع" تمدن حاصل به تعویق انداختن لذت آنی برای رضایت بلند مدت تا مرگ و چاره اندیشی برای پس از مرگ است" تمدن به شکل خالصه همان تفکری است که یک فرد درختی می کارد تا آیندگان در زمانی که او حتی زنده هم نيست از سایه آن بهره مند شوند . از این رو است که مالکيت فرد و خانواده و فرزندان خانواده نباید به دست دولتی بی افتد که ذاتاً بر اساس افزایش لذت آنی و کاهش رضایت بلند مدت ساختار پيدا کرده است (مثال ها را مرور کنيد از جمله موضوع بانک مرکزی) از این رو است که" تمدن ها ماندگارند اما دولت ها محکوم به سقوط و نابودی هستند " و نهادهای ماندگار و تمدن ساز، مالکيت و بازار و خانواده و دین هستند که همگی در .نقض ذات شرور دولت معنا پيدا می کنند در نظم مبتنی بر حقوق مالکيت، خطای فرد آثاری دارد که زندگی خودش را تحت تأثير قرار ًمی دهد و عواقبش دامن گير خودش است، خطای پدر و مادر در تربيت فرزندان نهایتا به زیان خود پدر و مادر تمام می شود و" هر کس عواقب خطا و اشتباه و گناه خودش را می بیند" اما واگذاری امور و مالکيت ها به دولت، به این معناست که اگر دولت اشتباهی بکند، عواقب آن گریبان همه و حتی بی گناهان را هم می گيرد. اگر مالکيت و حضانت فرزندان بد سرپرست به دولت واگذار شود، خطاهای سهوی یا عمدی دولت، همه فرزندان بد سرپرست یک جامعه را مجازات می کند. خطای دولت در آموزش، در بهداشت و سالمت، در سياست خارجی و ... گریبان همه مردم را می گيرد مستقل از این که گناه کار یا بی گناه باشند یا نقشی در خطای دولت داشته باشند. ح تی این امر که"هرکس فقط باید پاسخگوی گناهان خود باشد" نيز در دین و در قرآن به وضوح اشاره شده است .و از این رو، دولت انحصارگر مشروعيت دینی و قرآنی نيز ندارد این پسوند انحصارگری به این معناست که اساساً افراد امکان فرار یا انتخاب دیگری از شر یک گزینه اجباری را نداشته باشند و مجبور باشند بسوزند و بسازند . " دولت انحصارگر به خرج و هزینه دیگران و به خصوص به خرج و هزینه افراد تولید کننده ارزش و رفاه جامعه، خطا و گناه می کند و عواقب آن خطا و گناه را هم باز گردن نمی گیرد و آثار آن گریبان همه جامعه را می گیرد" .مانند ج نگ افروزی ها که مصداق بارز آن است. خطاهای دولت می تواند منجر به انقراض یک نسل از بشر شود به دليل آن که انحصارگر است. فرض کنيد یک دولت به بمب اتم دست پيدا کند و یک ملت را وارد جنگ اتمی کند، به راحتی یک نسل و یا یک تمدن را با عواقب اشتباهش منهدم می کند . بنابراین .دولت ضد تمدن است شهر متراکم، مشاعاتِ تصاعدی، و تضعيف آزادی موفقيت نسبی اعتراضات مردمی در شهرهای کوچک را نباید فوراً به توطئه خارجی نسبت داد. بخش مهمی از این تفاوت، ریشه ًای کامال ارگانيک و ساختاری دارد. در شهرهای کوچک، روابط انسانی انتخاب شده ترند؛ شبکه های خویشاوندی، دوستی، همسایگی، و شناخت متقابل، ساده تر شکل می گيرند و پایدارتر می مانند. همين امر هزینه کنترل را برای دولت باال می برد و امکان همبستگی اجتماعی را بيشتر می کند.

،در مقابل، شهرهای بزرگ و متراکم به دليل اصلی مالکيت دولت بر تمام زمين ها و آزادسازی های زمين به شکل رانتی، و به دليل این