Page 336
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست
336
به این ترتيب، افرادی که مرتکب خطا شده
اند، ناچار می شوند این حقایق را که پيش تر وضعيت ناپسندی داشته
اند، انکار و پنهان کنند ،
در واقع حقيقت را کفر )(کافر: پوشاننده حقيقت
کنند و گروه های تسکين جمعی تشکيل می دهند که چند پاراگراف ميانی زیر تشکيل
:روند آنان است
،یک راه انکار آن این است که عقل و وجدان خودشان را خاموش کنند تا این تناقض درونی را با وجدانشان حل کنند
برای
این کار عقلشان به توليد روایت دروغ برای فریب خودشان می پردازد تا وجدانشان با روایت سازی دروغی که باور کرده
.است، آرام شود و از تناقض درونی رها شود
به این ترتيب به تدریج
مکانيزم دفاعی روانی آن ها به سمتی می
رود که
ًتدریجا
چنان غرق در گناه ان متعدد می شوند و بابت انکار گناهان یا دروغ گفتن به خود برای
آرام کردن وجدان ناآرام
می پردازند که
عمالً عقل خاموش می
شود و وجدان سنگ می
شود ،
تعبير قرآنی و احادیث از آن این است
گوششان نمی شنود و چشمشان
نمی بيند و قلبشان هم از سنگ شده
و پرده ای جلوی چشمانشان قرار می
گيرد که حقایق را نبينند، شکم هایشان چنان از حرام
پر می شود که نمی .توانند دیگر حقایق را درک کنند
یک راه برای جبران این تناقض درونی با وجدانشان که این گناهان را ثبت کرده است این است که احساس تنهایی در گناه
.نکنند آن ها به تنهایی قادر به انجام
آرام کردن وجدانشان
نيستند؛ بنابراین خودبه
خود، با درد دل کردن
با دیگران و به خصوص
با دوستان خيلی صميمی که با آنان راحت ترند، یا با درد دل کردن با افراد بسيار غریبه که مطمئن هستند از افشای گناه آبرویشان
نمی
رود، بار سنگين این تناقض را رفع کنند و
درباره گناهان
گذشته خود
گفت و گو کنند. در این صورت هميشه از بيان
گناهان بسيار کوچک شروع می
کنند و در صورتی که طرف مقابل ن يز همراهی کرد، تدریجاً با افزایش اعتماد و صميميت و
بستن"پيمان عدم افشای راز "
از گناهان بزرگترشان نيز سخن به ميان آورند. (چنين چيزی در اعتراف های افراد در کليسا نيز
باعث قدرت گرفتن روحانيان مذهبی می ،شد روانشناس ها و تراپيست ها هم چنين نقشی را ایفا می کنند تا فرد همواره یک
مکانيزم)نجات برای انجام بيشتر گناه داشته باشد . طبيعتاً در این صورت، گوینده و افشا کننده گناه نسبت به شنونده در موضع
ضعف و باجگيری قرار می گيرد و اگر این مشارکت دو طرفه باشد، هردو طرف نسبت به یکدیگر در موضع ضعف و باجگيری
متقابل قرار می گيرند. این جا دوباره معمای"دست آخر نظریه بازی ها برای فریب و خيانت" شکل می گيرد. در نتيجه طرفين
پيمان هایی می.بندند که افشای رازها دارای مجازات های بسيار سنگينی باشد و برای آن تضامين متعدد به دست آورند
به این ترتيب، تدریجاً به شکل دو نفره و چند نفره (که گاهی با نام گروه درمانی! نيز از آن یاد می )شود با یکدیگر
هم پيمان
می شوند و به
تدریج
گروه های مخفی و فرقه ها شکل می
گيرد. (از این رو، رفتار افرادی که وارد گروه درمانی ها هم می ،شوند
مشابه گروه های مخفی و فرقه های عرفانی و مافيایی است ، برای نمونه، در فيلمFight Club
می توانيد روند مشابهی ر .ببينيد )