Page 683
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 683 کم کم دور آنان در مشاغل حکومتی جمع می شوند. اما در مجموع در این نظام ها، رضایت بلند مدت تری نسبت به لذت آنی در تصميم گيران و جامعه شکل می گيرد و افراد یک جامعه فرصت تمدن سازی پيدا می.کنند مضافاً این که خاندان های پادشاهی ایران در تاریخ، بر اساس خرد جمعی بازار و معتمدان و ریش سفيدان و بزرگان به قدرت می رسيدند و این پادشاهان و خاندان هایشان در ابتدای تأسيس حکومت، با نوعی پيمان و بيعت جمعی برآمده از خوش نامی بلند مدت قدرت می .گرفتند عقل تمدن ایرانی نيز این سبک از حکمرانی را به مدل های امپراطوری روم یا جمهوری روم ترجيح داده بود. تداوم تاریخی تمدن ایرانی .نسبت به کوتاه تر بودن مدل رومی نيز نشان دهنده همين است ایرانيان به هرحال مدل جمهوری برآمده از دموکراسی یونانی و رومی را دیده بودند و در دل این همه تجارت و رفت و آمد نابينا و بی عقل نبودند. اما نظم مبتنی بر نهاد پادشاهی را تمدن ساز تر می دیدند و بيشتر منطبق بر دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی می .دانستند مفهوم فرّ ایزدی نيز بيانگر این بود که پادشاهان تا زمانی مشروعيت داشتند که ناقض یک سری اصول و قوانين الهی و الیتغير نباشند و حکمی باالتر از حکم خدا مبنی بر آزادی و حقوق مالکيت فردی بنا به ترجيحات جمع گرایانه و شخصی خودشان .ندهند که به نظر من بنيان آن قوانين برای این که " تقدم نظریه بر داده های پنهان شده" سازگار باشد، بر اساس آزادی فردی و برابری همه در برخورداری از آن بوده است. نشانه آن را نيز در منشور آزادی کوروش کبير می بينيم که به نوعی مؤید حقوق الهی (و نه حقوق طبيعی و قانون طبيعی غرب در ليبراليسم) بوده است. نحوه برخورد با کوروش در کتب دینی یهودیان و مسيحيان و ذوالقرنين در قرآن نيز این مسئله را تأیيد می.کند ،نمونه آن هم در تشيع مفهوم ولی و امامت است اما این امامت فقط منحصر به معصوم زنده و غایب است. در نبود ایشان باید چه راه حلی داشت؟ .در واقع دموکراسی واقعی در نظر ایرانیان، بازار آزاد بود برخالف نظام استبدادی قائل به دیکتاتوری فرد( بدون دخالت دموکراسی رایج چند سال یک بار غربی چه به شکل مشروطه و چه به شکل جمهوری در جمهوری اسالمی یا ليبرال دموکراسی یا سوسيال دموکراسی) ،که به دنبال ایجاد نظم و ثبات است رژیم توتاليتر همواره به دنبال برهم زدن ثبات و آرامش اس ت. از این رو است که در نهایت حتی استبداد فردی پادشاهی غير مشروطه، بر مدل مشروطه آن ارجحيت دارد )(چون مفهوم شيطانی حزب بازی را ندارد . والیت دینی بدون جمهوری نيز بر مدل جمهوری آن ارجحيت دارد. چرا که توتاليتر بودن از طریق ورود همان"گروه های مخفی باالتر گفته شده که به شکل احزاب سياسی نفوذ و رسوب می کنند" ميسر می شود. اساساً استبداد فردی به مراتب کمتر به آزادی های فردی و حقوق مالکيت فرد آسيب می زند تا مدل های دیالکتيکی جمهوری و مشروطه محور که مانند سرطان به مرور همه جا را به نقض آزادی مبتال می.کنند حزب بازی و تکثرگرایی و دموکراسی مسير دیالکتيکی شيطان است. من می خواهم حقوق مالکيت فردی من رعایت شود و گناهان من گردن خودم باشد و فواید تالش هایم هم نيز برای خودم باشد و خودم تصميم بگيرم با آن چه کنم. تکثرگرایی بيشتر از کثرت به تعداد