Page 685

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 685 هزینه ها و خسارات و ناامنی هایی برای افراد جامعه می شود. ناگهان همان احزاب یا حزب جدیدی برای دولت آینده، شعارهایی برای رفع این خسارات و مشکالت می دهد و این چرخه معيوب پيچيده تر شده و سرطان گسترده تر می .شود گاهی هم یک گروه مخفی دیگری، در دو حزب به ظاهر دشمن و رقيب، مهره هایی دارد، گاهی هر دو حزب برای یک گروه مخفی .هستند و تنوع حاالت گسترده است اما بنيان این مسير حزب بازی ها فاسد است. چه حزبی نياز جامعه را پاسخ می دهد جز دفاع از حقوق مالکيت فردی افراد جامعه؟ بنيان های مخرب حزب بازی را نيز در نحوه تشکيل گروه های مخفی بررسی کردیم که چرا هر حزبی جز دفاع از آزادی و حقوق مالکيت فردی، حزب شيطان است. (تيتر" گروه های مخفی چگونه شکل می گيرند؟" )

قوام دولت در"دیالکتيک" است و دیالکتيک یعنی هر بار نسبت به وضع موجود آنتی تز درست کنی، در برخورد تز و آنتی تز یک بحران یا هرج و مرج یا مشکل یا مسئله جدید درست کنی، در سنتز آزادی و حقوق مالکيت فردی افراد جامعه را به بهانه حل بحرانی که .خودت باعث شدی یک پله بيشتر از بين ببری تا سنتز بشود تز جدید و این چرخه دیوانه وار ادامه پيدا کند در واقع دائم باید نظم قبلی را از بين ببری و نظم نوینی خلق کنی. این را از سطح داخلی دولت ها و ملت ها شروع می کنی و در سطح بين المللی آن را ادامه می دهی تا در نظم نوین جهانی، بيشتر به بقيه تسلط پيدا کنی . در نتيجه: جنگ و افزایش بدهی ملی و درگيری های داخلی و بين المللی برای سالمتی دولت الزم است، فقط گاهی دُز آن از حد می گذرد و معتاد قصه ما یعنی دولت را با ملت یکی کرده با خودش از طریق دموکراسی نابود می.کند .بنابراین دنبال قصه های عجيب و غریب فراماسونری و این چيزها نگردید. منطق تحليلی همه آن ها روشن است ر اگ اقتصاد رونق گرفت ماليات ر ا زیاد می کنيم تا از رونق ،بيفتد ر اگ به رونق ادامه داد، ماده و تبصره برای حکمرانی اضافه وضع می کنيم ر اگ باالخره با این کارها موفق شدیم و اقتصاد ر ا از رونق انداختيم پول چاپ می کنيم و یارانه می يم هد تا بگویيم ما که عامل مشکل هستيم نجات بخش هم هستيم . خالصه ای از جنون عالم !گير در اداره دولت ها دولت- ملت، فروپاشی تمدن ها، و تمایز ایران از روم این ساختار به چند دوره گردش برای فروپاشی نياز دارد؟ به اندازه عمر جمهوری روم؟ به اندازه چند صد سال؟ مشکل اینجا این است که در دموکراسی، یک فریب بزرگ دیگر نيز رخ می .دهد " افراد جامعه از طریق صندوق رأی با دولت یکسان فرض می.شوند" همان تعبير هگل از تجلی روح جمعی جامعه در دولت! همان چيزی که روتبارد و بقيه آنارکوکاپيتاليست ها به درستی اشاره می کنند که این یکسان کردن جمع گرایانه جامعه با دولت، باعث می شود هر خطایی که دولت کند به پای جامعه نيز نوشته شود و هر مجازاتی که دولت عليه شهروندان انجام دهد در واقع مقصر خود شهروند قلمداد می شود. مثالً شهروندی که اطاعت نکرده است ماليات اجباری بدهد یا عليه دولت حرفی زده باشد در نهایت به اشکال مختلف مجازات می شود و توجيه آن این است که مقصر خود اوست چون دولت خود اوست !و او عليه خودش شورش کرده است و خودش به خودش آسيب زده است بهتر است به کتاب"کالبدشناسی دولت، اثر مورای روتبارد" .بپردازید که به خوبی این ماجرا را توصيف کرده است