Page 432

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 432 • در این چارچوب، «خواست» همان نيروی محرکه(Appetition)
ب رای تحقق بخشيدن به چيزی است باعث " نياز ما برای تحقق آن" در این شکاف و رسيدن به اتحاد خواست و واقعیت است. •

یکی از بنيادی ترین مشکالت ،علی الخصوص مورای روتبارد آنارکوکاپيتاليست ها، مکتب اتریشی ها در اقتصاد و باقی آزادی خواهان که از دین دور مانده اند این است که هيچ راه حلی برای پر کردن شکاف بين" خواست آزادی و حقوق مالکيت فردی" با"تحقق آزادی و حقوق مالکيت فردی" .ندارند • طرفداران دیوید هيوم در نقد نظریات آنارکوکاپيتا ل يسم روتباردی، می گویند از"هست" به"باید" نمی توان رسيد و این که روتبارد"فرض می گيرد که انسان کنشگر عاقل و هدفمند است" یک پيش فرضی است که می تواند باشد و خيلی ها هم بپذیرند و قبول داشته باشند و این گزاره که انسان برای کنشگری نيازمند"حق حيات و حق مالکيت است" ، از آن"هست" به این "باید" الزاماً نمی .توان رسيد • در این مرحله، ،نقد قبلی نظریه آزادی به روتبارد در تيتر" نقد قانون ،طبيعی حقوق طبيعی و ِعقل سوژه محور"، در ادامه این رشته استدالل قرار می.گيرند نقد قبلی نيازمند تعيين جایگاه تبيين دیالکتيکی .بود که نياز بود در این بخش کتاب تکميل شود در نتيجه از اینجا به بعد می .توانيد به آن تيتر برگردید و دوباره بخوانيد • در نتيجه، احکامی که روتبارد و باقی آن طيف فکری می گویند که" ... باید چنين باشد و حق حيات و حق مالکيت باشد و" ، در واقع این"باید" نمی تواند با بنيان های عقل سوژه محور باشد" و" .باید سر منشاء الهياتی داشته باشد" و آن"حق طبيعی " که می گویند حقی است باید سازگار باشد و برای همه قابل اعمال باشد و دچار تناقض و تضاد نباشد و نفی آن به اثبات آن بيانجامد که نظریه آزادی همه این ویژگی ها را نشان داد که دارد ولی آن آزادی بر مبنای"عقل سوژه محور" این ویژگی ها .را ندارد • روتبارد می( گوید با عقلreason ) از شناخت"ماهيت و سرشت و هستن انسان " می رسيم به"بایدهایی که" به آنان می گوید " ... حقوق طبيعی مانند اصل عدم تجاوز و اصل قرارداد و اصل خودمالکيتی و اصل تصاحب اول و" این موارد. حتی اگر بشود از"هست" به"باید" عبور کرد، این دیگر"کشف یک قانون و مطالعه" نيست بلکه یک"تفسير فلسفی" است که در مباحث دیوید هيوم در ارتباط با آن گفته می شود که"کشف قانون طبيعی" یک چنين جنسی دارد و کشف هم محسوب نمی .شود •

در واقع"باید ها " همان "هنجارها و رجحان ها" هستند. حاال این که شما بيایيد اینطور رفتار کنيد که سازگار باشد، خب .مشخص است ممکن است برخی نخواهند این کار را بکنند و سازگار نباشد •

البته خود دیوید هيوم در عين حال که"تعيين گرایی و جبرگرایی" را ترویج می کند، می گوید همه امور تصادفی نيستند و در برابر کسانی قرار می گيرد که با اراده آزاد مخالف هستند. دیوید هيوم برای این که اراده آزاد را به گونه ای توجيه کند و آزادی