Page 547

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 547 در این جا توکل، تنبلی، رهاکردنِ محاسبه، یا خاموش کردنِ عقل نيست. توکل یعنی حساب وکتاب کنی، منطقی فکر کنی، استراتژی داشته باشی، جلو بروی، و بعد نتيجه را واگذار کنی به خدا. یعنی عقل، محاسبه، صبر، و توکل، در امتدادِ هم اند، نه در تقابل با هم.

اگر این مرز را نفهمی، یا می افتی در عرفان و خيال می کنی پشتت تا ابد گرم است و دیگر هر کاری بکنی درست است؛ یا می افتی در خودبنيادی و خودت را منادِ ماجرا می کنی. اما راهِ درست این است: ،فکر کن ،محاسبه کن ،کارِ درست را انجام بده ،صبور باش و نتيجه را واگذار کن .به خداوند متعال در نتيجه، چه حرفت را از اول بپذیرند و چه با تو دشمنی کنند، در هر دو صورت، اگر منطقِ حرفت درست باشد، دارند در زمينِ تو بازی می کنند. این بازی البته تماشاگر هم می خواهد؛ و همين جاست که دشمنانِ احمق، رایگان نقشِ مارکتينگِ ماجرا را بر عهده می .گيرند این صورت بندی با یادداشت های مرتبط نيز هم خوان است که صریحاً می گوید در نهایت چيزی برنده می شود که هم منطق داشته باشد و هم صبر، و حمله های شخصیِ بی پاسخ، به برندینگِ مثبتِ طرفِ مقابل تبدیل می شوند . توکل، بدون عقل، خرافه است اگر خدا بخواهد به بندگانش درس بدهد، حتی ممکن است دشمن را بر آنان مسلط کند تا عقالنيت را به جای توهم یاد بگيرند؛ و اگر بخواهد، دوباره همان دشمن را عقب می راند. اما بعيد است در این عالم جبهه ای، بدون عقالنيت و فقط با شانس و اقبالِ خالی، پيش برود و خدا کاری کند که عقل زیر سؤال برود.

،در این نظریه پیش شرط توکل، استفاده ی کامل از عقل است ؛ و پيش ،شرط دوم تالش کامل تا جایی است که جان در بدن هست. فقط در این صورت است که اگر یک مؤمن و یک کافر، هر دو با عقل و تالشِ حداکثری وارد ميدان شوند، آن که ایمان دارد، پيروزی نهایی را خواهد برد.

عقل هم در این جا یعنی همين چيزهایی که در جهان واقعی با آن ها کار می کنيم : تحليل ژئوپليتيک، اقتصاد، قواعد حقوق مالکيت، فهم مفهوم آزادی، ریاضيات، آمار، و هرآن چه به محاسبه و تشخيصِ درستِ واقعيت مربوط است.

عدل الهی، ایمانِ ضدعقل را تأیید نمی کند با عدل الهی در تناقض است که انسان، بدون استفاده از عقل و فقط با ایمان، توقع نتيجه داشته باشد. خدا جایی یاری می ًکند که اوال صالح بداند و ما از آن بی ،خبریم، و ثانياً آن یاری عدل الهی را نقض نکند.

برای همين است که اگر کافری بگوید۲ × ۲ = ۴ و مؤمنی بگوید۲ × ۲ = ۱۳ ، از منظر عدل الهی، آن کافر باید بر آن مؤمن غلبه کند.

چرا؟ چون اگر خالف این باشد، یعنی خدا پيروزیِ ایمانِ ضدعقل را امضا کرده است؛ و این، عمالً به ترویج خرافه می انجامد، نه به تقویت دین.