Page 613

نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 613 ما به عنوان ترکيب واژه ها و مفاهيم و تعاریف مبتنی بر کلماتی چون"حقوق مالکيت فردی" و سایر واژه ها و ترم های به کار رفته شده در این نظریه به کار برده ایم، عيناً به همين شکل در آن دوران یا وجود نداشته اند یا تعاریف دیگری داشته اند یا در یک دستگاه صوری دیگری تعریف می .شدند اما با توجه به سازگاری و انسجام آکسيوماتيکی که نظریه در تمام حوزه های بررسی شده در این کتاب نشان داده است و تحدی قدرتمندی که ،در بحث کنترل اخالقی هوش مصنوعی نشان داده است می توان با گمان قوی و شواهد بسيار ادعا کرد که این خط استداللی در سيره اهل بيت (ع) نيز صادق و سازگار است و چه بسا به یافتن حفره های معنایی و تاریخی، کشف تحر ،یفات و فهم روایات و احادیث به شکل بهتر و دقيق .تر منجر شود اما قوی ترین ِشواهد ساختاری برای ِجهت ِکلی آن اند : ِجهت دفاع از انسان در برابر بلعيده شدن توسط ،قدرت و دفاع از دین در برابر دولتی شدن .این همان نقطه ای است که در ،آن سيره اهل بيت با ِمنطق ِکلی این کتاب تالقی می کند :دین اگر از آزادی و اراده آزاد و ِحق ِمستقل انسان دفاع ،نکند دیگر ِدین رهایی بخش ،نيست بلکه به ِابزار سلطه تبدیل شده است. هدایت و نفی دیالکتيک در شکاف بين" خواست و واقعيت" و"هست و باید" دیالکتيک همواره دچار انقطاع و شکاف است که به شکل انقالب یا جنگ یا بروز سریع انفجاری نمایان می ؛ شود از آنجایی که منشاء دیالکتيک با عقالنيت ، تفاوت جهل و جنون با خرد و منطق است و نتایج دیالکتيک همواره محکوم است به نظم ناپایدار و در انتظار هرج و مرج جدید ناشی از آنتی تز جدید منتهی شود، نمی تواند با آنچه که بنيانش .آکسيوماتيک و بر پایه خرد بوده است، یک جا قرار بگيرد در نقطه مقابل جهل و جنون دیالکتيک، هدایت یک امر مستمر و پيوسته و آرام است و هيچ گاه بروز ناگهانی و عينی ندارد. حتی آنچه در عاشورا رخ داد، تحميل جنگ و دیالکتيک حکومتی بود نه انتخاب جنگ)توسط امام حسين (ع . هدایت یک بنيان رشد تدریجی و مستمر دارد . شاید برای نزدیکی ذهن، مثال کشاورزی و درختکاری برای هدایت مناسب باشد به عنوان چيزی که از یک بذر عقالنيت شروع شده و پرورانده می شود و به تدریج به یک درخت تبدیل می شود؛ در این تمثيل، دیالکتيک مانند صاعقه است . از این منظر، الگوی ی که می توان آن را ذیل یک انسجام نظری درآورد، پرهيز و نفی دیالکتيک و پایبندی به مسير هدایت برای پر کردن شکاف بين"خواست و واقعيت" و"هست و باید" .است سيره اهل بيت، نفی دیالکتيک و خروج از منطقِ جنگِ قدرت ؛ چارچوب کلی ِصلح و رشد تدریجی ←

ِنفی ِجنگ قدرت ←

سيره اهل بيت در خوانش نظریه آزادی و دین، سيره اهل ،بيت از اساس دیالکتيکی نبود؛ بلکه درست در نقطه مقابل آن ایستاده بود. منطق دیالکتيک تاریخ را بر پایه تضاد، حذف، جنگِ دائمی، و بلعيده شدنِ یک سوی نزاع در سوی دیگر می ،فهمد. در این منطق، قدرت باید با بحران خون، و دشمن تغذیه شود. اما سيره اهل بيت، به جای تغذیه از تضاد، بر حفظ هسته های عقالنيت، بسط آرام و موزایيکیِ حق، صيانت از