Page 415
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 415 زن ایرانی در گذشتهًکامال ،در برابر سوسياليسم «واکسينه» بود اما دولت ها با تزریق مفاهيمی مانند عرفان شيعی یا عرفان اسالمی و فمينيسم که همگی ریشه دیالکتيکی و گنوسی دارند ، این تعادل را برهم زده اند . اما دوباره زنان ایرانی به تنظيمات کارخانه خودشان یعنی پس زدن .این تفکرات برگشته اند .این اتفاق، یک بنيان تمدنی مختص به ایران نيز دارد وقتی زن در جوانی، از طریق مهریه و نفقه ، تقریباً همزمان با ورود مرد به بازار کار و ،کسب درآمد وارد بازی مالکيت می ،شود نسبت به سوسياليسم مقاوم می شود ، در عين حال که خودش هم فرصت ورود به بازار کسب و کار را همواره داشته است و به طرق مختلف دارای حقوق مالکيت از ابتدا بوده است ،. زن در تمدن ایرانی ،جدا از حقوق مالکيت فردی وارد یک زمين بازی مشترک می شود که در آن دقيقاً مالکيت فردی مجزا از طریق کسب و کار و مهریه و نفقه و بسياری حقوق دیگر دارد، و از طرفی در عين حال که یک مالکيت فردی کامالً مستقل و مصون از دولت و نهادهای انحصارگر دیالکتيکی دارد، یک مالکيت .مشترک نيز در ساخت کانون خانواده دارد به محض نقض حقوق مالکيت فردی او، نهادها ی منبعث از مالکيت، مانند خانواده و بزرگان و بازار و ... بالفاصله در احقاق حقوق او وارد ميدان می شوند و این حمایت های نهادی، از سازمان انحصارگر دولتی، مستقل عمل می کردند و اميد.است که باز به اصول تمدنی خودمان با یادآوری گذشته، برگردیم آدم و حوا، برابریِ انسان ها، و بستنِ راهِ انسان زدایی تنها روایتی که می تواند آزادی و حقوق مالکيت فردی را در سطحی جهان شمول و بدون حفره های ضدآزادی تضمين کند، روایتی است که همه انسان ها را از ِحيث ،منشأ دارای شأنی مشترک بداند .در این،جا ِداستان آدم و حوا فقط یک قصه دینی نيست؛ بلکه شالوده ِبرابری انسان هاست .اگر همه انسان ها از ِنسل دو انسان ،باشند آنگاه نمی توان برای ،نژاد ،ثروت ،قدرت ،فناوری یا هر شاخص ،دیگری ِشأن ontological مستقل ساخت و از دلِ آن، برتریِ ذاتی استخراج کرد. اهميتِ این روایت در آن است که راه را بر هر نوع انسان زدایی می بندد. اگر برخی انسان ها را در مرتبه ای پایين ،تر از انسانِ کامل بنشانيم یا خودآگاهی را وابسته به سطحی از ثروت، هوش، تکنولوژی، یا قدرت تعریف کنيم، دروازه بردهِداری استثمارگرایانه دوباره باز می شود . اما اگر همه از منشأیی واحد تعریف ،شوند آنگاه ِفرض اوليه این است که همگی واجد شأن ،انسانی مسئوليت ،فردی و ِامکان ِمخاطب حق و تکليف بودن اند .از این،رو برای ِتثبيت آزادی و حقوق ،مالکيت ِروایت آدم و حوا فقط روایتی دینی نيست؛ چارچوبی است برای بستنِ راهِ نازیسم، برده داری، و مراتبِ جعلیِ انسانیت.
رد سنتز هگلی ميان حقوق مالکيت فردی و نقض آن ؛ سنتز هگل جعل اراده آزاد انسان در چارچوب نظریه آزادی ، ميان «حقوق مالکيت فردی» و «نقض حقوق مالکيت فردی» هيچ سنتز واقعی ای وجود ندارد. این دو، دو مرحله از یک حرکت تکاملی نيستند که در نقطه .ای باالتر به آشتی برسند. برعکس، یکی اصل آزادی است و دیگری انکار همان اصل از این رو، هر مقدار تعدی به حقوق مالکيت فردی، هر مقدار مصادره، هر مقدار ماليات ستانیِ تحميلی، هر مقدار تنظيم گریِ قهری، و هر