Page 612
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 612 بدعت را] که بر دوش عقل وجان آنان است برمی دارد؛ پس کسانی که به او ایمان آوردند و او را [در برابر دشمنان] حمایت ( .کردند و یاریش دادند و از نوری که بر او نازل شده پيروی نمودند، فقط آنان رستگارانند۱۵۷ )
دی1404
سيره اهل بيت؛ از گزارش تاریخی تا ِخوانش نظریه آزادی اگر بخواهيم سيره اهل بيت را با دقت و امانت ،بفهميم باید ميان «گزارش ِتاریخی »سيره و «خوانش ِنظری »آن فرق بگذاریم . در گزارش ،تاریخی آنچه با قوت بيشتری دیده می شود این است که اهل بيت نه با ِسلطان جائر همدست ،شدند نه دین را در دولت حل ،کردند و نه ِراه نجات را در ِافتادن عجوالنه در چرخه خون و قدرت دیدند . ،آنان با شدت ها و صورت های ،متفاوت بر ِحفظ ،حق صيانت از جامعه ،مؤمنان ِبسط عقل و ،آموزش مرزبندی با ،ظلم و بقای ِهویت مستقل در ِدل سلطه تکيه کردند .در این ،معنا خط ِمشترک ،آنان بيش از آن که ِخط دولتِسازی ب شتا زده باشد، خطِ بقای حق در دلِ تاریخِ آلوده به قدرت بود.
حضرت زهرا (س) با مطالبهِاستداللی ،حق نشان داد که ِقدرت سياسی حق ندارد به ِنام مصلحت یا ،دین ِحق روشن را مصادره کند . اميرالمؤمنين (ع ) در حکومت ،خود ،عدالت ِرعایت ،عامه ِمهار ،اشرافيت و توجه به بازار و معيشت مردم را بر ِمنطق غنيمت و توسعه طلبی مقدم داشت .امام حسن (ع )با ،صلح از ِنابودی باقيمانده جامعه حق جلوگيری کرد و نپذیرفت که در ِزمين جنگی بازی کند که دشمن قواعد آن را تعيين کرده بود . امام حسين ( ع )نيز با امتناع از ،بيعت نشان داد که ِحفظ ،جان اگر به ِقيمت مشروعيت بخشی به ِدولت فاسد ،باشد دیگر ِحفظ حق ني ست. پس از عاشورا، امام سجاد (ع) با زبانِ دعا، اخالق، و رساله ،حقوق به ِبازسازی انسان و جامعه پرداخت؛ امام باقر و امام صادق ( ع ) ِراه ،آموزش صورتِبندی ،معرفت و ِبسط عقالنيت را گشودند؛ امام کاظم ( ع ) عقل را به مثابه ِحجت درونی برجسته کرد؛ امام رضا (ع ) بدون حل شدن در ِساختار ،قدرت آن را وادار به مواجهه با عقل و مناظره ساخت؛ و امامان پس از ،او در ِدل فشار و ِمراقبت ،عباسی هویت و شبکه ِمستقل شيعه را حفظ کردند .در سنت دوازده امامی نيز آموزه ،غيبت با ِتعليق نهاییِبودن هر ِقدرت ،زمينی اجازه نمی دهد دولت های حاضر خود را پایانِ تاریخ یا نمایندهِقطعی امر قدسی جا بزنند. اما در خوانشِ نظریه ،آزادی این سيره فقط یک سلسله گزارش تاریخی باقی نمی ماند .در این ،خوانش سيره اهل بيت را می توان به منزله ِنفی ِمنطق دولت،پرستانه ِّرد ِمشروعيت سلطه ،جائر و ِترجيح ِبسط ِموزایيکی عقل و حق بر ِتصرف شتاب زده دولت فهميد .اگر این سيره را در چارچوب نظریه آزادی بازخوانی ،کنيم اهل بيت ِحامل این معنا می شوند که حق باید در ِدل ،جامعه در شبکه های ،انسانی در ،آموزش در ،عقل و در صيانت از مرزهای آزادی بقا پيدا کند؛ نه آن که به محض هر ،بحران خود را به ِماشين جنگ و دولت بسپارد. از این ،منظر با توجه به آنچه در بستر تاریخ و دل حوادث و کارشکنی ها و تهدیدات و ظلم بنی اميه و بنی عباس و جبهه هميشگی تحریف ،تاریخ در مکتوبات ،به جا مانده به ما رسيده است آنان ش اهدِ لفظیِ مستقيمِ تمامِ دستگاهِ مفهومیِ نظریه آزادی نيستند ؛ یعنی الزاماً آن چه