Page 538
نظریه آزادی ،ایران و دین محمدعلی جنت خواه دوست 538 خودش را پس داده است. همان جا.حيرت زده شدم سؤال اصلی این نيست که آن جمله چقدر زننده یا عجيب است. سؤال اصلی این است که چطور یک جماعت تا این حد مسخ می شوند که شرّی به این وضوح را به عنوان معنا، رشد، یا سلوک می بلعند؟" .واقعیت این است که این مسائل همان جایگزین عبادات دین برای عبادت ابلیس هستند. واضحات است بد نيست بدانيم که ایده های"کارما محور" نيز از آن ایده های جمع گرایانه عرفانی است که ظلم و ستم را عادی سازی می کند به این شکل که حق طلبی جای خودش را به انفعال می دهد و هرکس به مقامی برای اعمال زور و سلطه به دیگران رسيده در واقع توجيه می شود که کارمای کارهای خوب اوست و اگر جایگاه کسی بد است به این توجيه می شود که نتيجه کارمای رفتار بد اوست. هرکس که مظلوم باشد به این شکل توجيه می ًشود که حتماً ذات خراب یا گذشته گناهکاری داشته است و حقش همين است و نباید از او دفاع کرد و واقعا توضيحات بيشتر نسبت به این ایده های .دیالکتيکی عرفانی و خرافی اتالف وقت است خروجی آن هم شده به نوعی برتری نژادی یا برده .داری یا اليگارشی در هند و پاکستان و بنگالدش و سایر مردمانی که چنين باورها و ایده هایی دارند در منطق نظریه آزادی ، اقداماتی که در عرفان، یوگا، مدیتيشن، رقص سما و مسيرهای مشابه انجام می شود، در نهایت یک کار می کن:د عقل را خاموش می کند . کار از «به نفست فکر کن» شروع می شود، بعد به انواع توجيه های بدنی، روانی، و معنوی می رسد، و در نهایت مرزهای انسان را می شکن د و دیگر "نفسی باقی نمی ماند به آن فکر کنيد" آن جا دیگر با آرامش و سالم ِت طرف نيستيم؛ با فرایند تعلیقِ عقل و آماده سازیِ فرد برای پذیرشِ شر طرفيم.
از این رو است که بهتر می فهميم احکام نجاست و رفع نجاست از بدن و نظافت انسان چقدر مهم است. غسل و وضو چه اهميتی دارند و سجده انسان بر مهر که از خاک است چه وجه نمادین و اثر وضعی مهمی دارد. همه این عباداتی که خداوند تعيين کرده دارای رموز فراوانی هستند که من فقط به بخشی از آنان پی برده ام. از این رو، بهتر متوجه می شوید چرا می گویند در آخرالزمان، نماز خواندن هم سخت می شود. البته نه آن جماعتی که وسط نيویورک تزویر و ریا می کنند. آنان حتی نمی دانند دین فقط یک پوسته نيست که با آن به شکل جمع گرایانه و سوسياليستی دیگری .ظاهر شوند این که می گویيم سوسياليست ها بهتر است قبل از نظریه پردازی یک حمام بروند، شوخی نيست. بنيان های استداللی دارد که برای اثبات آن نياز به این چند صد صفحه بوده است. حتی در صورت های افراطی و بی دليل دین که ناشی از بيکاری کاسبان دین بوده است نيز به احکامی در باب شستن ماتحت بعد از قضای حاجت می رسيم و عده ای به تمسخر می گيرند اما همين نشان می دهد یک تمدن تا چه حد ثروت افزایی و رفاه و پاکيزگی داشته است که برای شستن خود بعد از سرویس بهداشتی به این مسائل هم پرداخته است آن هم در شرایطی که ناپلئون در باغ های اطراف کاخ حکو متی خود حداقلی از استاندارد پاکيزگی برای دفع محتویات شکمش نداشته است و .هنوز هم در شستن آن بخش از بدن در ممالک مدعی توسعه و تمدن مشکل اساسی دارند این بخشی که خواندید را تا به حال هيچ کجا نخوانده و ندیده بودید. این ها همه در مسير آکسيوماتيک نظریه آزادی قابل فهم و بررسی .هستند